{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای تو مینویسم که عزیزتر از جان شدی و لازم تر از نفس.

برای تو مینویسم که عزیزتر از جان شدی و لازم تر از نفس.
عزیز دور،
عزیز دست نیافته،
عزیز بوسیدنی،
عزیز قلبم،
برای تو مینویسم که خواستم تورا در آغوش بکشم؛
ولی دستانم کوتاه بود.
برای تو مینویسم که بوسیدنت آرزو بود.
برای تو مینویسم که یک جهانی.
مینویسم برای تمام روزهایی که قرار است نباشم.
باشد که بدانی و بدانند که تورا دوست می داشتم؛ بسیار، بسیار...3
دیدگاه ها (۰)

ما لررها یه جمله داریم که به آدمهای قابل اعتمادِ کامل میگیم:...

اینجا بجز دوریِ تو، چیزی به من نزدیک نیست...3

برای #تـღـو ↬ مینویسمڪه عزیزتر از جانم شده‌ایو لازم‌تر از نف...

پارت ۳۲بعد از رفتن جونگکوک…رسماً تمرکز نداشتم.هر بار در کافه...

*زیر نور خاموش سئول.. فصل دوم... کتابخانه‌ی مدرسه همیشه خلوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط