{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My Vampire Mate Season 2 part : 12

جیمین میدانست که او ساکت است چون حرف زدن باعث دردش میشد
آشفته بود و درون ماشینی که حالا برایش بسیار کوچک بنظر میرسید بیقرار بود و فرمان را فشار میداد
بله جهنم را پشت سر گذاشته بود ولی لعنت بر شیطان چطور می توانست جفت خودش را در هر حالت روحی خفه کند؟
وقتی همه ی چیزی که همیشه میخواست پیدا کردن او بوده؟
وقتی که او نجات بخشش بوده؟
مهم نیست که او را تصاحب نکرده... اگر اِما را پیدا نمیکرد نزدیک او نبود و با لمس‌ها و حرف های ملایمش او را آرام نمیکرد احتمالا حالا در کوچه و خیابان‌ها بطرز جبران ناپذیری دیوانه شده بود
در عوض حالا زندگی این زن را به جهنم تبدیل کرده بود
در خروجی متوجه پمپ بنزین شد
جیمین یه جای پارک جلوی پمپ بنزین که اِما اشاره کرد رفت
درست وقتی موتور را خاموش کرد اِما آن چیزها را از گوشش در آورد
جیمین دهانش را باز کرد تا چیزی بگوید ولی قبل از اینکه بتواند چیزی بگوید نگاهش را بالا گرفت اه کشید و دستش را بالا گرفت... که بدان معنی بود که باید جیمین کارت اعتباری اش را به او پس بدهد
همین کار را کرد سپس بدنبالش از ماشین بیرون رفت تا یاد بگیرد که چطور سوخت ماشین را تامین کند
در حالی که منتظر بودند جیمین گفت
_ میخواستم در مورد اتفاقی که افتاد حرف بزنم
اِما سرش را تکان داد
+ فراموشش کن
صدایش خش دار بود و حرفش کنایه آمیز بود در زیر نورهای غیر طبیعی پمپ بنزین چشم راستش مملو از قرمزی خونی بود
او باید دوباره خشمگین باشد پس چرا پنهانش میکرد
_ چرا باهام مقابله نمیکنی چرا سرزنشم نمیکنی؟ میذارم سرم داد بزنی
با صدای آرامی گفت
+ چرا از داری میپرسی کشمکش با تو اجتناب میکنم؟
_ آره، دقیقا
با دیدن نگاه خیره ی روی صورتش آرزو کرد کاش چنین چیزی نمیگفت
_ حالم از اینکه کسیو متهم کنم بهم میخوره و حالا کسی که حتی منو نمیشناسه این اجازه رو بهم داده
صدای خش دارش از خشم میلرزید
+ سوال بهتر اینه که چرا از کشمکش باهات اجتناب میکنم چون اگه توام از این اجتناب کنی...
حرفش را قطع کرد و نگاهش را گرفت
جیمین دستش را روی شانه ی اِما گذاشت
_ اگه چی اِما؟
غمگین بود وقتی بالاخره به او نگاه کرد چشمانش
+ اگه همیشه کنترلتو از دست بدی...
ابروهایش به هم گره خورد
+ چندین بار از دست بدی و حدس بزن تبدیل به چی میشی ؟
_ نه
_ کی توی مبارزه و کشمکش با تو پیروز شدم؟
زیر دستش شانه اش را بالا انداخت.
+ وقتی منو دزدیدی؟ وقتی مجابم کردی که با این دیوونگی موافقت کنم؟ وقتی مجابم کردی از تو بنوشم؟ تو توسط خون آشام‌ها زندانی شدی جیمین و وقتی منو گرفتی تازه از دستشون فرار کرده بودی به چه دلیل کوفتی منو کنار خودت نگه داشتی؟ تو از خون آشام ها متنفری... کمتر از یه هفته بیشتر از چیزی که تموم زندگیم باهاش روبرو شده بودم انزجارتو نشونم دادی با اینحال منو کنار خودت نگه داشتی
زهرخندی زد
_ چقدر باید انتقام کوچولوتو دوست داشته باشی... با تحقیر کردن من سرمست میشی؟
یه ثانیه به من اهانت میکنی و ثانیه ی بعد دستتو زیر دامنم میلغزونی؟
_ و در هر فرصتی که بزاری برم با دونستن اینکه تو خطرم بازم به نحوی اجبار اینه که...باهات بمونم...
جیمین نمیخواست چیزی را انکار کند
در حالی که حرف های اِما درونش فرو میرفت دستش را روی صورتش کشید.
در حالی که احساسات اِما به او به نقطه ی جوش رسیده بود، احساسات جیمین نسبت به او روشن تر میشد
دلش میخواست به اِما اعتراف کند که جفت اوست....که او را برای صدمه زدن نگه نداشته.
میدانست که حالا نمیتواند بگوید
+ مثل بقیه درست از روم رد میشی و حتی به پشت سرت نگاه نمیکنی که ببینی چه بلایی سرم اومده
در انتها صدایش شکست که باعث ندامت او شد

سلامی دوباره به عزیزان گلم امیدوارم حال همگی خوب باشه اینم از پارت جدید حمایت کنید و مواظب خودتون باشید خوشگلای من
دیدگاه ها (۲۴)

My Vampire Mate Season 2 part : 13

My Vampire Mate Season 2 part : 14

My Vampire Mate Season 2 part : 11

My Vampire Mate Season 2 part : ۱۰

My Vampire Mate Season 2 part : 38

My Vampire Mate Season 2 part : 34

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط