🎤My Dream 🌹
🎤My Dream 🌹
Part ³
در سالن تمرین باز شد و پی دی نیم وارد شد .
همه بلند شدیم و همزمان باهم سلام دادیم .وایییی خدا الان چه شوکی می خواد بده یا کی رو میخواد قبل ازمون حذف کنه فقط خدا میدونه .
پی دی نیم : سلام دخترا امیدوارم که خوب تمرین کرده باشین ، امدم یه خبر مهم بدم بهتون .
کمی مکث کرد و دوباره ادامه داد . همه از این مکث کردناش میترسیدیم چون بعدش چیز خوبی از دهنش بیرون نمی امد .
پی دی نیم: الان شما ۳۰ نفرید درسته ؟
همه : بله .
پی دی نیم : از کل ۳۰ نفرتون امروز فقط پنج نفر انتخاب میشن . ولی فقط چهار نفر از لین پنج نفر گروه تشکیل میدن و اون یه نفر به عنوان عضو جدید وارد یه گروهی که از قبل دبیو کرده میشه . فعلا نمیگم کدوم گروه. تا همینجا بدونین کافیه . خوب تمرین کنین دیگه .
برگشت سمت من و بهم خیره شد و امد سمتم .
پی دی نیم: مخصوصا تو نمیخوای که زحماتت به هدر بره ؟
ایزابل 🌹 نه نمیخوام .
پی دی نیم: خب امروز معلوم میشه .
ازم فاصله گرفت و رفت سمت در .
پی دی نیم: خدا حافظ همگی . چند ساعت دیگه میبینمتون . فایتینگ.
د اخخه مرتیکه فایتینگت بخوره تو سرت یعنی چی که از سی نفر ادم فقط پنج نفر انتخاب میشن ؟ یعنی ۲۵ نفر ادم امروز باید با رویاشون خداحافظی کنن؟اگه من جزو اون ۲۵ نفر باشم چی؟ وایییی نه فکرشم نکن تو تا اینجا امدی از اینجا به بعدشم میتونی . واییییییی خدا لعنتت نکنه پی دی نیم استرسمو دخ برابر کردی . تمام احساسات بد درونم که داشتن حالمو بد میکردن و نور امید و تو وجودم خاموش میکردن و نادیده گرفتم و یکم اب ولرم خوردم و نفس عمیقی کشیدم و صدامو کاما گرم کردم و شروع کردم تمرین ووکال . بقیه هم دست کمی از من نداشتن و همشون دستپاچه شده بودن . تو این دوسالی که اینجا بودم تا به حال ندیده بودم که تو یه روز ۲۵ نفرو حذف کنن . بی خیال تمام افکار تو ذهنم شدم و رو صدام تمرکز کردم .
🌹ویو ایزابل یک ساعت قبل ازمون 🌹
بالاخره تمرین همه تموم شد ولی استرس هیچکدوممون نه . همش با خودم میگم تو میتونی دختر میتونی رو استیج اجرا کنی میتونی صداتو به کل جهان برسونی و امید و الگوی مردم باشی . تا الانشو که تونستم پس از الان به بعدشم میتونم . بغضم گرفت سریع قورتش دادم . اگه الان نتونم چی ؟ همه چیزم نابود میشه خوندن رو استیج واسم حسرت میشه ، خانوادم تحقیرم میکنن و جلو همه خوردم میکنن چون معتقدن من نمیتونم و نباید ایدل بشم . حوله ای رو برداشتم و عرق موهامو خشک کردم و لباسامو عوض کردم و ساکمو برداشتم و همراه بقیه کا اموزا همگی تز سالن تمرین خارج شدیم . از اینجا تا کمپانی رو با ون میبرنمون . سه تا ون مشکی جلو در بودن که منو ۹ نفر دیگه از کار اموزا سوار یکی شدیم و وقتی اون دوتا ون هم پر شدن هر سه تا ون به سمت کمپانی راه افتادن . اینجا الان محل استراحت قبل ازمون به حساب میاد . هعیییی خدایا خودت امروز و کمکم کن و یه هدیه تولد خوب بهم بده . استفا امدن و بهمون قهوه و کیک کوچولو دادن که از ضعف وسط اجرا غش نکنیم .
...
شرط
¹⁵ لایک
¹⁰ کامنت
³ بازنشر
Part ³
در سالن تمرین باز شد و پی دی نیم وارد شد .
همه بلند شدیم و همزمان باهم سلام دادیم .وایییی خدا الان چه شوکی می خواد بده یا کی رو میخواد قبل ازمون حذف کنه فقط خدا میدونه .
پی دی نیم : سلام دخترا امیدوارم که خوب تمرین کرده باشین ، امدم یه خبر مهم بدم بهتون .
کمی مکث کرد و دوباره ادامه داد . همه از این مکث کردناش میترسیدیم چون بعدش چیز خوبی از دهنش بیرون نمی امد .
پی دی نیم: الان شما ۳۰ نفرید درسته ؟
همه : بله .
پی دی نیم : از کل ۳۰ نفرتون امروز فقط پنج نفر انتخاب میشن . ولی فقط چهار نفر از لین پنج نفر گروه تشکیل میدن و اون یه نفر به عنوان عضو جدید وارد یه گروهی که از قبل دبیو کرده میشه . فعلا نمیگم کدوم گروه. تا همینجا بدونین کافیه . خوب تمرین کنین دیگه .
برگشت سمت من و بهم خیره شد و امد سمتم .
پی دی نیم: مخصوصا تو نمیخوای که زحماتت به هدر بره ؟
ایزابل 🌹 نه نمیخوام .
پی دی نیم: خب امروز معلوم میشه .
ازم فاصله گرفت و رفت سمت در .
پی دی نیم: خدا حافظ همگی . چند ساعت دیگه میبینمتون . فایتینگ.
د اخخه مرتیکه فایتینگت بخوره تو سرت یعنی چی که از سی نفر ادم فقط پنج نفر انتخاب میشن ؟ یعنی ۲۵ نفر ادم امروز باید با رویاشون خداحافظی کنن؟اگه من جزو اون ۲۵ نفر باشم چی؟ وایییی نه فکرشم نکن تو تا اینجا امدی از اینجا به بعدشم میتونی . واییییییی خدا لعنتت نکنه پی دی نیم استرسمو دخ برابر کردی . تمام احساسات بد درونم که داشتن حالمو بد میکردن و نور امید و تو وجودم خاموش میکردن و نادیده گرفتم و یکم اب ولرم خوردم و نفس عمیقی کشیدم و صدامو کاما گرم کردم و شروع کردم تمرین ووکال . بقیه هم دست کمی از من نداشتن و همشون دستپاچه شده بودن . تو این دوسالی که اینجا بودم تا به حال ندیده بودم که تو یه روز ۲۵ نفرو حذف کنن . بی خیال تمام افکار تو ذهنم شدم و رو صدام تمرکز کردم .
🌹ویو ایزابل یک ساعت قبل ازمون 🌹
بالاخره تمرین همه تموم شد ولی استرس هیچکدوممون نه . همش با خودم میگم تو میتونی دختر میتونی رو استیج اجرا کنی میتونی صداتو به کل جهان برسونی و امید و الگوی مردم باشی . تا الانشو که تونستم پس از الان به بعدشم میتونم . بغضم گرفت سریع قورتش دادم . اگه الان نتونم چی ؟ همه چیزم نابود میشه خوندن رو استیج واسم حسرت میشه ، خانوادم تحقیرم میکنن و جلو همه خوردم میکنن چون معتقدن من نمیتونم و نباید ایدل بشم . حوله ای رو برداشتم و عرق موهامو خشک کردم و لباسامو عوض کردم و ساکمو برداشتم و همراه بقیه کا اموزا همگی تز سالن تمرین خارج شدیم . از اینجا تا کمپانی رو با ون میبرنمون . سه تا ون مشکی جلو در بودن که منو ۹ نفر دیگه از کار اموزا سوار یکی شدیم و وقتی اون دوتا ون هم پر شدن هر سه تا ون به سمت کمپانی راه افتادن . اینجا الان محل استراحت قبل ازمون به حساب میاد . هعیییی خدایا خودت امروز و کمکم کن و یه هدیه تولد خوب بهم بده . استفا امدن و بهمون قهوه و کیک کوچولو دادن که از ضعف وسط اجرا غش نکنیم .
...
شرط
¹⁵ لایک
¹⁰ کامنت
³ بازنشر
- ۶۲۳
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط