{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🎤My Dream 🌹

🎤My Dream 🌹

Part ⁶

که ... باورم نمیشه ... واقعیه؟یعنی بالاخره از نزدیک دیدمش؟ وایییی دلم میخواست بغلش کنم ولی نمیشد . بالاخره متوجه نگاه من شد و برگشت سمتم که سریع گفتم .
ایزابل 🌹 س..سلام حالتون خوبه؟
یونگی 🎤سلام ممنون ... تو حالت خوبه؟
وای وای وای . الان حال منو‌ پرسیددد؟ وایییی الان از ذوق سکته میکنم میوفتما.
ایزابل 🌹 بله ... عالیم .
لبخند پر رنگی زدم که این یکی واقعی بود .اونم لبخند کوچیکی زد .
یونگی 🎤خوبه .
به بقیه اعضا نگاه کردم که همشون با لبخند داشتن بهم نگاه میکردن . متقابل به همشون لبخندی تحویل دادم که صدای پی دی نیم بلند شد .
پی دی نیم : ایزابل یادته تو سالن تمرین چی گفتم؟
مگه میشه یادم بره اخه . استرسی که با حرفت بهم وارد کردی غیر قابل توصیف بود.
ایزابل 🌹 بله ...گفتین از ما ۳۰ ۵ نفر انتخاب میشن و چهار نفر از افراد انتخاب شده گروه تشکیل میدن و اون یه نفر به عنوان عضو جدید وارد یکی از گروهای دبیو کرده میشه ..
پی دی نیم : درسته و اون یه نفر تویی و گروهی که قراره بهش ملحق شی بی تی اسه ... به عنوان عضو هشتم بی تی اس امروز قرار داد میبندی ؟
واااا همین امروز ؟ نمی دونستم چی بگم .
ایزابل 🌹 همین امروز؟(تعجب)
پی دی نیم: اره .
ایزابل 🌹 ولی مگه جواب ازمونی که امروز دادم تا دوروز دیگه نمیاد؟
پی دی نیم: تو خودتو تو این دوسال خیلی خوب ثابت کردی و از جون و دلت مایه گذاشتی ...حالا قرار داد میبندی؟
من...خیلی زحمت کشیده بودم خیلی. شبایی که نمیخوابیدمو تمرین میکردم ،تایم های استراحتی که برای یه وون کار پاره وقت میکردم . تفریحاتی که از دست دادم و به جاش تمرین کردم ،اگر میگفتم نه تمام اینا دود میشد و می‌رفت هوا و از اون مهم تر باید تو سری های خانودام رو هم تحمل میکردم .
بالاخره سرمو اوردم بالا و تو چشمای پی دی نیم نگاه کردم و با جدیتی که نمیدونم الان از کجا پیداش شده لب زدم .
ایزابل 🌹 بله .
پی دی نیم: خب پس به یه سری نکات باید توجه کنی ، اول اینکه داری وارد یه گروه معروف میشی و یه اشتباه یه دردسر بزرگ به وجود میاره . دوم اینکه قراره از دو جهت خیلی به چشم بیای ، یکی اینکه عضو جدید یه گروه معروفی ، و دومیش هم اینه که تو اولین ایدل ایرانی تو کل کیپاپی . پی حواست و خیلی باید جمع کنی .بقیه چیزا رو هم که خودت میدونی .
ایزابل 🌹 چشم حواسمو کامل جمع میکنم .
پی دی نیم: کلیدشوبرداشت و در کمدشو باز کرد .
نامجون : ایزابل تو‌ واقعا ایرانی ای ؟
ایزابل 🌹 بله .(ذوق)
از ذوق داشتم میمردم ، یعنی قراره باهاشون تو یه گروه باشم؟عررررررررررر .
جیهوپ : تو ایران ارمی هست ؟
ایزابل 🌹 خیلی خیلی زیاد .
جونگ‌ کوک: چند سالته ؟
ایزابل 🌹 ۲۰ سالمه ، البته امروز ۲۰ سالم شد .
تهیونگ : امروز تولدته ؟
ایزابل 🌹 اره .(ذوق)
اعضا : تولدت مبارک .
ایزابل 🌹 مرسی.(ذوق ، لبخند)
جین : خب الان که رفتیم خونه من و کوک یه کیک خوشمزه میپزیم، مگه نه جونگ‌ کوک ؟
جونگ کوک: اره ... کیک وانیلی با شیر موز میچسبه نه ؟
ایزابل 🌹 خیلی .
جیمین : من و تهیونگم موچی دزست میکنیم چطوره؟
ایزابل 🌹 عالیه ، ممنون ازتون .
نامجون : پس لمشب قراره خوش بگذره .
جیمین: اره .
یونگی 🎤....
با حرفی که یونگی زد سکوت حاکم شد . برگشتم به یونگی نگاه کردم که دیدم بهم خیره شده .
ادامه دارد...❤️

بچه ها به نظرتون یونگی چی گفت؟


شرط

¹⁵ لایک
¹⁵ کامنت
³ بازنشر
دیدگاه ها (۱۶)

🎤My dream 🌹Part ⁵حالت چهرمو با هر حرکت بدنم و تغییر میدادم ه...

فیک نویسه تازه شروع کرده حمایت شه✨✨✨https://wisgoon.com/yong...

🎤My Dream 🌹Part ³در سالن تمرین باز شد و پی دی نیم وارد شد .ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط