{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انقدر از تو سرودم

انقدر از تو سرودم
که یک شهر عاشق تو شد
درد عشقت کم بود
حالا با کوه رقیبان چه کنم ؟
دیدگاه ها (۴)

همیشه از همان ابتدای آشناییمان در هراس چنین روزی بودم و کابو...

گاهی دلم ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﻡ تنگ می شودﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺎﮐﯽ ...

گاهی باید رد شد ،باید گذشت ؛گاهی باید در اوج نیاز نخواست ..گ...

نه در انتظار کسی، نه در انتظار چیزی و نه دلواپسِ رویدادی! خن...

حالا دیگر این شهر تو را ندارد

تو را آنقدر دوست دارم که با درد کشیدنت گویی من در عذابم ((:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط