{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساس میکردم که انگار سالهاست که شب و روز جلو قهوه‌خانه ق

احساس میکردم که انگار سالهاست که شب و روز جلو قهوه‌خانه قدم می‌زنم و هر بار که در اثر ورود یا خروج یک مشتری در باز می‌شود منتظرم که تو از در وارد شوی. در بسته می‌شود و باز من به انتظار و سرگردانی خود ادامه میدهم. این انتظار نه اندوهبار است نه خسته کننده. چه می‌گویم! چگونه ممکن است انتظار در پشت در خانه‌ای که تو در آنی اندوهبار یا خسته کننده
دیدگاه ها (۱۰)

خاطره بد دردیه

طبع دلم سرده سرده

من خانه تو ام. در من سکونت گزین! اگر تو پُرم نکنی، من خالی‌ا...

تکنیک آیکیدو شماره: ۳۶

Pt.19✨💜 به سمت در میروم. کلیدم را در میاورم و در سوراخ فرو م...

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط