دلم برای بغلش تنگ شدهانقدر تنگ که هیچی ازش رد نمیشه
دلم برای بغلش تنگ شده،انقدر تنگ که هیچی ازش رد نمیشه
بوی عطرش،دستای گرمش،صدای تپش قلبش،سینه ای که روش خوابم میبرد،شونه ای که سرمو روش میذاشتم و کل اون آغوشی که توش گریه کردم
من توی بغل تو بدنیا اومدم و وقتی ازم گرفتیش شد پایان عمرم
فقط بیا یه دیقه بغلم کن،غم داره متلاشیم میکنه
بوی عطرش،دستای گرمش،صدای تپش قلبش،سینه ای که روش خوابم میبرد،شونه ای که سرمو روش میذاشتم و کل اون آغوشی که توش گریه کردم
من توی بغل تو بدنیا اومدم و وقتی ازم گرفتیش شد پایان عمرم
فقط بیا یه دیقه بغلم کن،غم داره متلاشیم میکنه
- ۲.۹k
- ۲۱ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط