دلخوشی‌های ساده شناسنامه نمی‌خواهند

دلخوشی‌های ساده، شناسنامه نمی‌خواهند؛

دلخوشی‌های ساده، شناسنامه نمی‌خواهند؛
نه سن می‌پرسند، نه سال تولد، نه تعداد چین‌های گوشه‌ی چشم را می‌شمارند.
گاهی یک فنجان چای داغ،
گاهی صدای باران پشت پنجره،
یا لبخندی بی‌دلیل در آینه،
یا به فرخندگی بارش برفی اندک
می‌تواند حس کودکانه‌ی یک دلِ سالخورده را بیدار کند.

دلخوشی‌های ساده، پیر نمی‌شوند؛
همان‌قدر که دستِ کودکی را به وجد می‌آورند،
دلِ انسانی را که عمری از او گذشته آرام می‌کنند.
نسیمی که لابه‌لای موها می‌پیچد،
آفتاب که بی‌خبر بر شانه‌ها می‌نشیند،
یا بوی نان تازه در کوچه می‌پیچد،
زمان از حرکت می‌ایستد و آدم فقط «زندگی» می‌کند.

سن، عددی‌ست روی کاغذ،
اما دل، همیشه جایی برای ذوق دارد.
دلخوشی‌های ساده یادمان می‌دهند
شاد بودن مهارت پیچیده‌ای نیست؛
کافی‌ست هنوز بتوانی از چیزهای کوچک خوشحال شوی،
آن‌وقت می‌فهمی که جوانی
نه در تقویم،
که در دل زنده است.

زندگی را سخت نگیریم تا دنیا هم به ما سخت نگیرید
دیدگاه ها (۰)

گاهی سکوت خدا، پر از معجزه‌هایی‌ستکه آرام در دل می‌نشینند…به...

چگونه باور کنیم دیگر صدای خنده‌هایتان در کوچه‌های زندگی نمی‌...

موسیقی

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

#زیبایی‌پاییز🍁🍂#پاییز مبارک آن‌هایی که می‌دانند چطور زندگی ک...

سهراب سپهری

وقتی حالم خوب نبود این کتابا حالمو خوب کردن :🦋۱. کتاب «کتابخ...

آخرین خداحافظی، همیشه خبر نمی‌کند...آقا مصطفی چه زیبا به ما...

«ما رَأَیتُ إِلّا جَمیلاً» 🖤پس از عاشورا، حضرت زینب(س) را هم...

‏ A Beautiful Mind | 2001 بعضى جنگ ها بيرون از آدم نيستند؛در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط