عاشقانه های شبنم

دل‌پیشه هستم، کار خود را دوست دارم
غم‌های معنادار خود را دوست دارم
پیغمبری هستم که بیش از وحی منزل
تنها شدن در غار خود را دوست دارم
من خانه‌ای هستم که بعد از رفتن عشق
قفل در و، دیوار خود را دوست دارم
مانند گل تا دست هر ناکس نیفتم
بر ساقه‌ی خود خار خود را دوست دارم
یک شب نگاه قهوه‌ای رنگی مرا کشت
من قهوه‌ی قاجار خود را دوست دارم
سلول سلول وجودم خانه‌ی اوست
رازی که من دیدار خود را دوست دارم
من انتقامم از جهانی بی فروغم
جلاد پای دار خود را دوست دارم!
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم درکنار زندگیم رو

عاشقانه با بابا

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

از کوفه بیرون رفتند و حضرت فرمودند چشمت را روی هم بگذار آن م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط