سرنوشت
"سرنوشت "
فصل ۲
p,1
.
.
.
دو سال و نیم بعد .....
.
.
ویو راوی *
.
ا/ت دو ماه بعد از اون اتفاقو فقط گریه میکرد ..... به غذا لب نمیزد .... و همین باعث میشد هر هفته یک یا دو بار سرم بهش وصل کنن....... گریه میکرد .... بی وقفه ... مدام و مدام .... و یک شب این قدر تو ی بالشت جیغ زد و گریه کرد که فرداش ی ادم جدید شده بود ..... دختری شده بود که چشمام دیگه برق نمیزد .... ذوق نمیکرد ..... با ادمای غریبه سرد بود ولی پیش فلیکس و بقیه میخندید و مهربون بود ..... ولی هیچ کس نمیدونست که اون شب چی به سر ا/ت اورده بود که اینجوری سرد شده بود ....... تهیونگ به ا/ت مهارت هایی برای مافیا شدن به ا/ت یاد داد ..... بوکس ... کاراته ...تکواندو .... هدف گیری با کُلت ...... و همه ی اینا شد ا/ت ۱۶ ساله یا همون" شبدر مافیا "ها ....
.
.
پسرک قصه ی ما یا همون جونگ کوک خودمون ..... سه ماه اولو پشت سر هم مست میکرد .....هر چیز شکستنی رو میشکست ..... خونه رو درب و داغون میکرد ... این قد توی خورده شیشه ها مشت میزد که بادیگاردا به جیمین زنگ میزدن تا بیاد و جونگ کوک ، بزرگ بزرگ مافیا رو جمش کنه ....بعد از سه ماه جونگ کوک سعی کرد خودشو جمع و جور کنه ..... ولی هر شب لباسای ا/ت رو بو میکشید و در آغوش میگرفت .... حتی ی شب دست به خودکشی زد .... ( یاد اون اهنگه اوفتادم میگفت احمق چیکار کردی .... کشیدی رو سیاه رگ ؟ ) ... ولی خوشبختانه به ۳ دیقه نکشید که جیمین اونا برد بیمارستان ...... بعد از ی سال جونگ کوک سرد تر از همیشه شد .... خشمین تر .... و بی رحم تر ..... و همین باعث شد که اونو مثل همیشه شماره ۱ اسیا بنامند .....
.
.
.
سلاممم عشقامم من اومدم با فصل جدیددد لیلیلیلیلیلی ...
نظزتون ؟؟
حمایت کنین زیبا ها چون میدونید کا من برای دل خودم فیک مینویسم پس با لایک و کامنتاتون خوش حالم کنین ..⭐️
فصل ۲
p,1
.
.
.
دو سال و نیم بعد .....
.
.
ویو راوی *
.
ا/ت دو ماه بعد از اون اتفاقو فقط گریه میکرد ..... به غذا لب نمیزد .... و همین باعث میشد هر هفته یک یا دو بار سرم بهش وصل کنن....... گریه میکرد .... بی وقفه ... مدام و مدام .... و یک شب این قدر تو ی بالشت جیغ زد و گریه کرد که فرداش ی ادم جدید شده بود ..... دختری شده بود که چشمام دیگه برق نمیزد .... ذوق نمیکرد ..... با ادمای غریبه سرد بود ولی پیش فلیکس و بقیه میخندید و مهربون بود ..... ولی هیچ کس نمیدونست که اون شب چی به سر ا/ت اورده بود که اینجوری سرد شده بود ....... تهیونگ به ا/ت مهارت هایی برای مافیا شدن به ا/ت یاد داد ..... بوکس ... کاراته ...تکواندو .... هدف گیری با کُلت ...... و همه ی اینا شد ا/ت ۱۶ ساله یا همون" شبدر مافیا "ها ....
.
.
پسرک قصه ی ما یا همون جونگ کوک خودمون ..... سه ماه اولو پشت سر هم مست میکرد .....هر چیز شکستنی رو میشکست ..... خونه رو درب و داغون میکرد ... این قد توی خورده شیشه ها مشت میزد که بادیگاردا به جیمین زنگ میزدن تا بیاد و جونگ کوک ، بزرگ بزرگ مافیا رو جمش کنه ....بعد از سه ماه جونگ کوک سعی کرد خودشو جمع و جور کنه ..... ولی هر شب لباسای ا/ت رو بو میکشید و در آغوش میگرفت .... حتی ی شب دست به خودکشی زد .... ( یاد اون اهنگه اوفتادم میگفت احمق چیکار کردی .... کشیدی رو سیاه رگ ؟ ) ... ولی خوشبختانه به ۳ دیقه نکشید که جیمین اونا برد بیمارستان ...... بعد از ی سال جونگ کوک سرد تر از همیشه شد .... خشمین تر .... و بی رحم تر ..... و همین باعث شد که اونو مثل همیشه شماره ۱ اسیا بنامند .....
.
.
.
سلاممم عشقامم من اومدم با فصل جدیددد لیلیلیلیلیلی ...
نظزتون ؟؟
حمایت کنین زیبا ها چون میدونید کا من برای دل خودم فیک مینویسم پس با لایک و کامنتاتون خوش حالم کنین ..⭐️
- ۲۱.۱k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط