دستش را گرفتم اما سرد شده بود
دستش را گرفتم، اما سرد شده بود .
اهمیتی نمیدهم ، به هر حال حضور گرم خیالش سردی لحظه ی از دست دادنش را از بین میبرد......
درسته ، نه برای همیشه اما حداقل برای لحظه ای که اشک هایم روی گونه ام خشک شده اند و من میان ذرات سرد خاک به دنبال گونه های سرخش میگردم .... حداقل گونه هایش روزی سرخ بود . اما حالا به سردی برف 😔
چطور بود؟؟
اهمیتی نمیدهم ، به هر حال حضور گرم خیالش سردی لحظه ی از دست دادنش را از بین میبرد......
درسته ، نه برای همیشه اما حداقل برای لحظه ای که اشک هایم روی گونه ام خشک شده اند و من میان ذرات سرد خاک به دنبال گونه های سرخش میگردم .... حداقل گونه هایش روزی سرخ بود . اما حالا به سردی برف 😔
چطور بود؟؟
- ۵۳۳
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط