{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستش را گرفتم، اما سرد شده بود .

دستش را گرفتم، اما سرد شده بود .
اهمیتی نمیدهم ، به هر حال حضور گرم خیالش سردی لحظه ی از دست دادنش را از بین میبرد......
درسته ، نه برای همیشه اما حداقل برای لحظه ای که اشک هایم روی گونه ام خشک شده اند و من میان ذرات سرد خاک به دنبال گونه های سرخش میگردم .... حداقل گونه هایش روزی سرخ بود . اما حالا به سردی برف 😔



چطور بود؟؟
دیدگاه ها (۱۰)

دینگ یوشی🥰😍

عررررررامروز یکی رو دیدم دقیقا شبیه پسره بود 🤧

?

نمیتونم فراموش کنم اون همه داستانو.....: )

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

کمی بهتر شد. بعد به پایین نگاه کرد.همه منتظر بودند ببینند چه...

#my.sexy.toy. part 6شب شد...که ناگهان صدای چرخید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط