{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند شاتی از یونگی..

چند شاتی از یونگی..

𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴. last part..اسکیزوفرنی..


سوسوی غمگین باد به پنجره‌ی بزرگ اتاق ضربه میزد، آفتابی که یکم پیش با لطافت می‌تابید. حالا ناامید پشت ابر انتطار کشید.

پاهای سست شده اش روی زمین به زانو در آمدند، قطره ای تلخ که تاحالا حسش نکرده بود، روی گونه اش لغزید و روی دستش افتاد.
با تعجبی وحشت زده، خشک دهانش را باز کرد : « دکتر پارک، شما چی میگین؟! »

دستش رو روی دهانش گذاشت و بلند قهقهه ای از درد زد : « نه.نه، ای..این نمیتونه امکان داشته باشه‌.»

دستش پایین اومد، اول به دستای لرزونش و بعد به دکتری که با غم نگاهش میکرد چشم دوخت. دستاش رو جلو آورد و با لرز گفت: « م..من لمسش کردم، اگه..تَوهُم بود وقتی لمس میشد محو میشد، اما نشد.»

موهاش رو میان انگشتاش قفل کرد و محکم پیچید، با درد فریاد زد: « نشدد!! »

دکتر پارک کنارش زانو زد و دستاش رو با استرس گرفت : « یونگی...یونگی بهم نگاه کن.»

صدا ها ازش دور تر شدند، دردی تیز پشت شقیقه هایش پیچید. و اشک هایش بی توقف با سکوت روی پارکت سرد چکه میکرد.
و شانه اش با نا امیدی مدام تکون می‌خورد.

دکتر: « مین یونگی!!»

.
.

اون روز ثانیه ها براش تبدیل به. دقیقه شدند و دقیقه ها تبدیل به ساعت. و چند سال گذشت و گذشت اما دردش هنوز توی سینش سنگینی می‌کرد.

هوای تازه، با صدای پرنده های بازیگوش که بالای سرش بال میزدند، زمزمه ی آروم باد زیر گوشش نجوا میکرد و انگار سعی می‌کرد آن درده چند سال پیش رو التیام بده، هر چند بی فایده بود. نور خورشید وادارش کرد چشماش رو باز کنه، و با لبخندی کم جان لب زد:


یونگی : « او زیبا ترین شعری بود که هرگز سروده نشد، و من تنها ترین شاعری که برای رد پایی گریستم که حتی زمین هم آن را به یاد نداشت..»


the end...


غمگین شد اما خیلی قشنگ بود، نظرتون رو در باره اش بگید؟ چطور بود؟
دیدگاه ها (۱۳)

.....پارت ششم....

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟣𝟫 زنگ خونه رو فشار داد، در باز نشد،...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓آن شب باران می‌بارید.یونا نیم...

do you like it پارت⁹«فردا صبح»⁰⁹:⁰⁶با دستمال دستاش رو تمیز ک...

دید پنهان انفجار اشکار

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶سالن خلوت شده بود.صدای...

تک پارتی یونگی 🫐هوای خنکی توی باد ها پیچید..زمزمه ی حشرات و ...

وقتی بچتون گم میشه P¹امروز قرار بود لونا رو ببرم پارک امادش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط