رمان بلک پینگ /بی تی اس /پارت دوم
رمان بلک پینگ /بی تی اس /پارت دوم
که می بینی جیمین از بی تی اس داره میاد سمت تو
هایجین : سلام جیمین
جیمین : سلام هایجین خوشگله
هایجین : ممنون اینجا چی.. چی.. چیکار میکنی
جیمین : داشتم قدم میزدم که دیم اینجایی
جیمین به تو نزدیک شد تا بوست کنه که تو هلش میدی و جیمین میخوره زمین ( آدم عاقل همه از خداشون جیمین بوسشون کنه گو تو این شانس
جیمین بلند میشه و هایجین با نگرانی فرار میکنه
جیمین :مال خودم میشی کیوتی🤭🤫
تو با نگرانی پیش اعضا میری
رزی: چی شده؟
لیسا : حالت خوبه هایجین؟
جنی : اره حالت خوبه؟
جیسو : حرف بزم دختر!
هایجین : حالم خوبه
هایجین قش میکه و 2 روز توی بیمارستان بستری میشه وقتی بهوش میاد میبینه
اعضا بی تی ای و لیسا پیشش هستن
که می بینی جیمین از بی تی اس داره میاد سمت تو
هایجین : سلام جیمین
جیمین : سلام هایجین خوشگله
هایجین : ممنون اینجا چی.. چی.. چیکار میکنی
جیمین : داشتم قدم میزدم که دیم اینجایی
جیمین به تو نزدیک شد تا بوست کنه که تو هلش میدی و جیمین میخوره زمین ( آدم عاقل همه از خداشون جیمین بوسشون کنه گو تو این شانس
جیمین بلند میشه و هایجین با نگرانی فرار میکنه
جیمین :مال خودم میشی کیوتی🤭🤫
تو با نگرانی پیش اعضا میری
رزی: چی شده؟
لیسا : حالت خوبه هایجین؟
جنی : اره حالت خوبه؟
جیسو : حرف بزم دختر!
هایجین : حالم خوبه
هایجین قش میکه و 2 روز توی بیمارستان بستری میشه وقتی بهوش میاد میبینه
اعضا بی تی ای و لیسا پیشش هستن
- ۱.۴k
- ۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط