عاشقانه های شبنم

ابر گریه می کرد
   وَ مَن
   دانه دانه ناگفته هایم را
   دَر دامَن اشک هایَش پاشیدم
حال ابر غصه نداشت برای من گریه میکرد عجب صبورم من
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم درکنار زندگیم

عاشقانه بازندگیم

عاشقانه های شبنم درکنار زندگیم

عاشقانه های شبنم درکنار زندگیم

ای کاش پستچی بودم وهر صبح حال خوب می‌بردم برای آدم ها.هربار ...

می خواهمت برای روزهای ابتدای پاییز...عاشقت می شومدر تک تک جو...

هنوز مثل سابق "مهربانم"...اما دیگر کسی صدایم نمی کند"مهربانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط