{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکم حالم خوب نیست اگه کسی میبینه میشه نظرشو بگه

من از یکی خوشم میومد و الان.. دیگه نه. میاد پیام میده میخوام باهات حرف بزنم ولی دوماه نه زنگ زد نه پیام داد و چند روزیش وقتی زنگ زد هیچ دلیلی نداشت. از چشمم افتاده و من نمیتونم به ادم ها نظر واقعیمو بگم و الان دارم دیوونه میشمـمیگه فردا بهت زمگ بزنم حرف بزنیم و من واقعا نمیخوام باهاش حرف بزنم. این چند وقته ریده بود کاملا و الان این اخر کار یک کاری یهش گفته بودم نکن و فکر کرده بود من نمیفهمم و انجامش داده و من امروز فهمیدم. این دیگه تهش بود. من نمیخوام فردا باهاش حرف بزنم ولی نمیتونم احساسات واقعیمو بگم. کاملا از چشمم افتاده. توی کافه گوشی میگرفت دستش، همیشه به بهونه درس با من بیرون نمیومد. حتی الامم که زنگ زد نه رکز دخترو تبریک گفت نه عید. من توی این دوماه واقعا زندگیم خوب بود و با اومدنش گوه زد به همچی دوبازه
اون موقع من اول زنگ میزدم و پیام میدادم و اون به دلیل درس و بهونه هاش جوابمو نمیداد، حتی اخرین بار سه تا پیام دادم جواب نداد.
دیدگاه ها (۲)

the relic of the past part1

اپدیت از جونگکوک

میتونم بدونم چی دوست داری که پست کنم

شاید ارزو ها همیشه ارزو بمونند ولی

دلم براش تنگ شده می‌خوام باهاش حرف بزنم می‌دونم براش مهم نیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط