Part:12
Part:12
Psychopath)(روانیــ
تهیونگ:دوست پسرت که هستم
بعد لبــ/ـاش رو روی لــ/ــب های ا/ت گذاشت و اروم اروم مک زد
بعد از چند دقیقه فهمید ا/ت نمیتونه نفس بکشه بعد لــ/ـبش رو برداشت
تهیونگ:چه خوشمزه
ا/ت لپاش گل انداخت سرش رو برد طرف دیگه پتو رو کشید روی سرش و خوابید
فردا صبح از خواب پاشد
بوی سوپ میومد بوی خیلی خوبی داشت
رفت پایین تهیونگ داشت صبحانه درست میکرد
تهیونگ:بیدار شدی پرنسسم؟بیا صبحونه بخور
ا/ت:بوش تا اتاق میومد
و بعد نشست و صبحونه خورد
بعد رفت لباساش رو پوشید
ا/ت:من میرم شرکت به کارام برسم بعد هم میرم خونه ی خودم
تهیونگ:نمیشه بیای خونه ی من؟
ا/ت:نچ(خنده)
تهیونگ:پس میرسونمت
ا/ت:نه فعلا نمیتونی هروقت اومدی خواستگاریم
تهیونگ:به زودی میام
بعد ا/ت رو بوسید و تا دم در رفت و ا/ت سوار تاکسی شد و رفت شرکت
وقتی رسید شرکت جونگکوک اونجا بود
ا/ت:امم جونگکوک اینجا چیکار میکنی؟
جونگکوک:کجا بودی
ا/ت:چی؟
جونگکوک:دیشب کجا بودی؟
ا/ت:به تو چه
جونگکوک:من باید بدونم کجا میری و میای(عربده)
ا/ت رفت جلو و سیلی محکمی به جونگکوک زد
ا/ت:هزار بار گفتم سر من داد نزن(عربده)
جونگکوک ا/ت رو بغل کرد
جونگکوک:ببخشید،اخه نگرانت بوم
ا/ت:دلیل نمیشه سرم داد بزنی
بعد جونگکوک رو از خودش جدا کرد
جونگکوک:کجا بودی نگفتی؟
ا/ت:به خدا که بچه ای،هتل بودم
جونگکوک:چرا هتل؟
ا/ت:چون،چون گفتم شاید امن نباشه
جونگکوک:راننده رو پیدا کردم و کشـ/ـتم
ا/ت:چرا بدون گفتن به من این کار رو کردی؟ها؟
جونگکوک:ببخشید
ا/ت:خیل خب،برو شرکت خودت کار دارم
جونگکوک:چشم
بعد از ساعت ۸ شب ا/ت رفت خونش و نودل واسه ی خودش اماده کرد و خورد
بعد هم گرفت خوابید
شرایط پارت بعد:
۶۰ لایک
۲۵ بازنشر
Psychopath)(روانیــ
تهیونگ:دوست پسرت که هستم
بعد لبــ/ـاش رو روی لــ/ــب های ا/ت گذاشت و اروم اروم مک زد
بعد از چند دقیقه فهمید ا/ت نمیتونه نفس بکشه بعد لــ/ـبش رو برداشت
تهیونگ:چه خوشمزه
ا/ت لپاش گل انداخت سرش رو برد طرف دیگه پتو رو کشید روی سرش و خوابید
فردا صبح از خواب پاشد
بوی سوپ میومد بوی خیلی خوبی داشت
رفت پایین تهیونگ داشت صبحانه درست میکرد
تهیونگ:بیدار شدی پرنسسم؟بیا صبحونه بخور
ا/ت:بوش تا اتاق میومد
و بعد نشست و صبحونه خورد
بعد رفت لباساش رو پوشید
ا/ت:من میرم شرکت به کارام برسم بعد هم میرم خونه ی خودم
تهیونگ:نمیشه بیای خونه ی من؟
ا/ت:نچ(خنده)
تهیونگ:پس میرسونمت
ا/ت:نه فعلا نمیتونی هروقت اومدی خواستگاریم
تهیونگ:به زودی میام
بعد ا/ت رو بوسید و تا دم در رفت و ا/ت سوار تاکسی شد و رفت شرکت
وقتی رسید شرکت جونگکوک اونجا بود
ا/ت:امم جونگکوک اینجا چیکار میکنی؟
جونگکوک:کجا بودی
ا/ت:چی؟
جونگکوک:دیشب کجا بودی؟
ا/ت:به تو چه
جونگکوک:من باید بدونم کجا میری و میای(عربده)
ا/ت رفت جلو و سیلی محکمی به جونگکوک زد
ا/ت:هزار بار گفتم سر من داد نزن(عربده)
جونگکوک ا/ت رو بغل کرد
جونگکوک:ببخشید،اخه نگرانت بوم
ا/ت:دلیل نمیشه سرم داد بزنی
بعد جونگکوک رو از خودش جدا کرد
جونگکوک:کجا بودی نگفتی؟
ا/ت:به خدا که بچه ای،هتل بودم
جونگکوک:چرا هتل؟
ا/ت:چون،چون گفتم شاید امن نباشه
جونگکوک:راننده رو پیدا کردم و کشـ/ـتم
ا/ت:چرا بدون گفتن به من این کار رو کردی؟ها؟
جونگکوک:ببخشید
ا/ت:خیل خب،برو شرکت خودت کار دارم
جونگکوک:چشم
بعد از ساعت ۸ شب ا/ت رفت خونش و نودل واسه ی خودش اماده کرد و خورد
بعد هم گرفت خوابید
شرایط پارت بعد:
۶۰ لایک
۲۵ بازنشر
- ۴۲۵
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط