آموختم تلافی کردن
" آموختم " تلافی کردن
از انرژی خودم می کاهد.
" آموختم " گاهی از زیاد نزدیک شدن، فراموش می شوی.
" آموختم " تا با کفش کسی راه نرفتم،
راه رفتنش را قضاوت نکنم.
" آموختم " گاهی برای بودن،
باید محو شد.
" آموختم " دوستِ خوب پادشاهِ
بی تاج و تختیست که بر دل
حکومت میکند.
" آموختم " از کم بودن نترسم
اگر کم باشم شاید ولم کنند،
ولی زیاد که باشم حیفم میکنند.
" آموختم " برای شناخت آدمها
یکبار بر خلاف میلشان عمل کنم !
از انرژی خودم می کاهد.
" آموختم " گاهی از زیاد نزدیک شدن، فراموش می شوی.
" آموختم " تا با کفش کسی راه نرفتم،
راه رفتنش را قضاوت نکنم.
" آموختم " گاهی برای بودن،
باید محو شد.
" آموختم " دوستِ خوب پادشاهِ
بی تاج و تختیست که بر دل
حکومت میکند.
" آموختم " از کم بودن نترسم
اگر کم باشم شاید ولم کنند،
ولی زیاد که باشم حیفم میکنند.
" آموختم " برای شناخت آدمها
یکبار بر خلاف میلشان عمل کنم !
- ۸.۵k
- ۰۶ اسفند ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط