آموختم  تلافی کردن

‌" آموختم " تلافی کردن

‌" آموختم " تلافی کردن
از انرژی خودم می کاهد.

" آموختم " گاهی از زیاد نزدیک شدن، فراموش می شوی.

" آموختم " تا با کفش کسی راه نرفتم،
راه رفتنش را قضاوت نکنم.

" آموختم " گاهی برای بودن،
باید محو شد.

" آموختم " دوستِ خوب پادشاهِ
بی تاج و تختیست که بر دل
حکومت میکند.

" آموختم " از کم بودن نترسم
اگر کم باشم شاید ولم کنند،
ولی زیاد که باشم حیفم میکنند.

" آموختم " برای شناخت آدمها
یکبار بر خلاف میلشان عمل کنم !
دیدگاه ها (۳)

دریاچه خونینفصل اول _ پارت22یک ماه گذشته بود.سی روز از روزی ...

در زندگي آموختم ...تلافی کردن از انرژی خودم می کاهد.آموختم گ...

در زندگی آموختم تلافی کردن از انرژی خودم می کاهد.آموختم گاهی...

" آموختم "تلافی کردن از انرژی خودم می کاهد. " آموختم "گاهی ا...

در زندگی آموختم تلافی کردن از انرژی خودم می کاهد.آموختم گاهی...

" آموختم "تلافی کردن از انرژی خودم می کاهد. " آموختم "گاهی ا...

‌ " آموختم "تلافی کردن از انرژی خودم می کاهد. " آموختم "گاهی...

آموختم تلافی کردن از انرژی خودم می کاهد آموختم گاهی از زیاد ...

#نکته_های_کوتاه ‌" آموختم " تلافی کردن از انرژی خودم می کاهد...

‌" آموختم " تلافی کردن از انرژی خودم می کاهد. " آموختم " گاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط