{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
ڪه نه از دوزخ بترسے و نه از بهشت به رقص درآیی
قصه عشق “انسان” بودن ماست....
دیدگاه ها (۰)

قطار می رود ، تو می رویتمام ایستگاه می رود ، و من چقدر ساده ...

نفس‌هاے پاییزبه شماره افتادهو یلداے سپید پوشدر راه استاز ته ...

گفتی از تو بگسلم ، دریغ و دردرشتهٔ وفا مگر گسستنی است؟بگسلم ...

قدر تنی از پیرهنی فاصله داریموای از تو... چه سخت است همین قد...

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند که نه از...

برای وصف چشم انداز چشم شوخ و شنگ توخیالم کوچ کرده سوی چشمان ...

قلم به دست تنها نشسته ای در نظرمآری بگذار از تو بنویسماز تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط