{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود

کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود

تا هروقت از سر دلتنگی به رویش دست می ‌کشیدم ،

تو از درونش با آرزوی من بیرون می آمدی . . .
دیدگاه ها (۳)

از مرگتناراحت نمی‌شوماگر قرار باشدپیش منکه پیش از تو رفتمبیا...

من خانه را تاریک می‌کنم و هر چه پنجره است با پرده‌ایسیاه می‌...

نفرین به عشق و عاشقینفرین به بخت و سرنوشتبه اون نگاه که عشقت...

می خوام وقتی عاشق شدم مثل وایلت تشبیه ش بدم...

#ࢪمان√       🌸دختࢪ‌عموۍ‌چآدࢪۍمن‌!🌸#به_قلم_بانو ❄️#قسمت29#یاس...

وقتی دلتنگی از لابه‌لای لحظه‌ها سر بیرون می‌آورد و تو تازه م...

عشق فراموش شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط