{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میرِ من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت

میرِ من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت

خوش خِرامان شو که پیشِ قدِ رعنا میرمت

گفته بودی کی بمیری پیشِ من، تعجیل چیست؟

خوش تقاضا می‌کنی پیشِ تقاضا میرمت

عاشق و مخمور و مهجورم بتِ ساقی کجاست؟

گو که بِخرامَد که پیشِ سرو بالا میرمت

آن که عمری شد که تا بیمارم از سودایِ او

گو نگاهی کن که پیشِ چشمِ شهلا میرمت

گفته‌ای لعلِ لبم هم درد بخشد هم دوا

گاه پیش درد و گَه پیش مداوا میرمت

خوش خِرامان می‌روی چشمِ بد از رویِ تو دور

دارم اندر سر خیالِ آن که در پا میرمت

گرچه جایِ حافظ اندر خلوتِ وصلِ تو نیست

ای همه جایِ تو خوَش، پیشِ همه جا میرمت..🦋🦋
دیدگاه ها (۰)

لحظه ها را گم کنم در لحظه ی خندیدنت این خودِ عشق ست ،من باشم...

من دلم هرگز نمی آید که دلگیرت کنمیا که با خودخواهیم از زندگی...

چون شیر عاشقی که به آهوی پر غرورمن عاشقم به دیدنت از تپه های...

👤: قسم به فقر که حلال رنگ ایمان استقسم به نان که حروف میان ا...

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شماافتاده در غرقابه‌ای تا ...

شعرو غزل.. آرزو حاجی خانی

هر دم سخنانی گویند زین موضوع که انسان موجودی ذاتا پلید استبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط