My angel part
My angel 2 ( part 8 )
چشم هات رو ماساژ و پلک هات رو از هم فاصله دادی و بدن خستت رو کمی جا به جا کردی ، تصمیم داشتی چان رو بغل کنی اما وقتی به طرفش برگشتی تنها با جای خالیش رو به رو شدی ، تعجبی هم نداشت ، انگار کارای زیادی برای انجام دادن داشت ، پس سعی کردی زیادی سخت نگیری و فقط از این فرصت برای خوش گذروندن استفاده کنی …
کمی بدنت رو کش و قوس دادی و گوشیت رو از روی عسلی کنار تخت برداشتی ، یک نوتیف از طرف چان داشتی که نوشته بود :
_ سلام پرنسس ، خوب خوابیدی ؟ .. شرمنده باید خودم بار هارو تحویل بدم پس احتمالا تا شب کارم طول میکشه واسه اینکه حوصلت سر نره میتونی بری خرید ، میدونم چقدر عاشق این کاری ، کارتمم واست گذاشتم توی کشو میز عسلی ، اگه هم دوست نداری تنها بری میتونی با جولیا هماهنگ کنی ، دختر خوبیه .. « دوست دختر پسر عموش » و همچنین اگه درد داری معذرت میخام بانو ، حتما یک دوش بگیر خیلی بهت کمک میکنه ، مسکن هم تو جعبه کمک های اولیه هست .. خیلی دوست دارم مراقب خودت باشی
ناخوداگاه لبخندی رو لبت ظاهر شد
+ قربونت برم مننن
پتو رو کنار زدی و از روی تخت بلند شدی ، در همین حین که به سمت حموم میرفتی لباسات رو هم از تنت در می اوردی ، لباسارو توی سبد لباس کثیف ها قرار دادی و حولت رو هم سر جالباسی اویز کردی ، نگاهی به خودت توی ایینه کردی که ..
شک خیلی بزرگی بهت وارد شده بود ، چطوری این کارو کرده بود ، نگاهت بین گردن و سایر نقاط بدنت میچرخید ، تقریبا کله بدنت همین وضعو داشتن ، کبودی های بنفش رنگ روی تموم نقاط حساس بدنت قابل مشاهده بودن ..
+ خدا لعنتت کنه کریس این چه وضعیتهههه ، پیر مرد خرفتتت من با تو چیکار کنممم ، واییییی اصلا چجوری پامو از خونه بزارم بیرونننن
….
چشم هات رو ماساژ و پلک هات رو از هم فاصله دادی و بدن خستت رو کمی جا به جا کردی ، تصمیم داشتی چان رو بغل کنی اما وقتی به طرفش برگشتی تنها با جای خالیش رو به رو شدی ، تعجبی هم نداشت ، انگار کارای زیادی برای انجام دادن داشت ، پس سعی کردی زیادی سخت نگیری و فقط از این فرصت برای خوش گذروندن استفاده کنی …
کمی بدنت رو کش و قوس دادی و گوشیت رو از روی عسلی کنار تخت برداشتی ، یک نوتیف از طرف چان داشتی که نوشته بود :
_ سلام پرنسس ، خوب خوابیدی ؟ .. شرمنده باید خودم بار هارو تحویل بدم پس احتمالا تا شب کارم طول میکشه واسه اینکه حوصلت سر نره میتونی بری خرید ، میدونم چقدر عاشق این کاری ، کارتمم واست گذاشتم توی کشو میز عسلی ، اگه هم دوست نداری تنها بری میتونی با جولیا هماهنگ کنی ، دختر خوبیه .. « دوست دختر پسر عموش » و همچنین اگه درد داری معذرت میخام بانو ، حتما یک دوش بگیر خیلی بهت کمک میکنه ، مسکن هم تو جعبه کمک های اولیه هست .. خیلی دوست دارم مراقب خودت باشی
ناخوداگاه لبخندی رو لبت ظاهر شد
+ قربونت برم مننن
پتو رو کنار زدی و از روی تخت بلند شدی ، در همین حین که به سمت حموم میرفتی لباسات رو هم از تنت در می اوردی ، لباسارو توی سبد لباس کثیف ها قرار دادی و حولت رو هم سر جالباسی اویز کردی ، نگاهی به خودت توی ایینه کردی که ..
شک خیلی بزرگی بهت وارد شده بود ، چطوری این کارو کرده بود ، نگاهت بین گردن و سایر نقاط بدنت میچرخید ، تقریبا کله بدنت همین وضعو داشتن ، کبودی های بنفش رنگ روی تموم نقاط حساس بدنت قابل مشاهده بودن ..
+ خدا لعنتت کنه کریس این چه وضعیتهههه ، پیر مرد خرفتتت من با تو چیکار کنممم ، واییییی اصلا چجوری پامو از خونه بزارم بیرونننن
….
- ۱۶۳
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط