نیستی و تنهایی مرا باور نمی کنی

💜💜
نیستی و تنهایی مرا باور نمی کنی
من آفتابی ترین روز جهان را
در مخمل نگاهت مزه مزه کرده بودم
تو دور تر  میشوی هر روز
و برای آنچه که مرا به جنون میکشاند
آهی نمیکشی.
من، بی تو به رقصِ پایان رسیده ام
همچون ماهی تنهایی
که اسیر است در تُنگِ تنهایی...
دیدگاه ها (۰)

💜💜طرف باید اهلت باشه !خیلی حرف هست تو این یه جمله‌ی کوتاه..ا...

💜💜رفتی و نگفتیموقعی که پاییز غصه هایش را می‌بارد،دست در دست ...

💜💜پاهایم که روبه راه شودزخم هایش اگر خوب شوددوباره راه می اف...

💜💜اگر کسی به دلت نشستبدان در باطن او چیزی هستکه یا صدایت می ...

دیدار دوباره..[p1]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط