{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد.

‏عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد.
یک روز جامدادی‌اش را دزدیدم و تمام خودکارهایش را بوسیدم.
میدانم صورت خوشی ندارد ولی عصر خودمانی‌یی بود،فقط من وخودکارها.
وقتی بابا آمد خانه ازم پرسید چرا لبهایم آبی شده؟میخواستم بگویم برای اینکه او آبی مینویسد.
همیشه آبی.
دیدگاه ها (۰)

𝒯𝒽𝑒 𝑔𝒾𝓇𝓁 𝓌𝒽𝑜 𝓈𝓂𝑒𝓁𝓁𝑒𝒹 𝓁𝒾𝓀𝑒 𝓇𝑜𝓈𝑒𝓈دختری که بوی رز می‌دادپارت او...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۲

پارت ۲۰ساسکه خشکش زد.ان کلمه [اسم خودش] در فضای بینشان معلق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط