{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همان روز‌های اول

همان روز‌های اول
باید روی ماهت را می‌‌بوسیدم
#خداحافظی می‌‌کردم
و می‌‌رفتم
برای همیشه می‌‌رفتم
نمی‌ دانستم اما با چه لحنی
با چه دلی‌
با چه جراتی 
مانده‌ام با تو
کسی‌ شده ام
دو نیمه
نیمی #عشق می‌‌ورزد
نیمی می‌‌هراسد
نیمی با تو #زندگی می‌‌کند
نیمی از خودش می‌‌گریزد
به من بگو
فرسنگ‌ها دور از خودم
چگونه تو را همچنان بی‌ دریغ #دوست بدارم ؟
دیدگاه ها (۲)

در خواستی

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

🖤🥀 مَـن هَـمیشـه پـایِـت بـودَم...بـالـا سَـرِت مِـثـل سـایـ...

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پسر بد (61)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

***ابریشن نیمه شب***# پارت ۱۶: بازگشت به حصارِ یخبعد از آن ش...

سناریو: ماه سرخ

My professorChapter:2Part:113جونگ‌کوک:من رفتم...چون اگر می م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط