تو رفتی و

تو رفتی و ...

اشک‌ها جاری و قلب‌ها متلاطم است در سوگ تو؛
دست بی‌جان من هم به زحمت می‌لغزد...
کاش همانطور که عده‌ای می‌گفتند گریخته بودی،
کاش در پناهگاه های آنچنانی تحت حفاظت بودی،
اما تو و این حرف ها؟!
تو مرد ترس نبودی؛ که مرد حماسه بودی...
مردِ صبورِ داغدیده‌ای که ایستاده بود
با قامت برافراشته و غمی به اندازه کوه...!
همان دیروز که بیانیه‌ای از شما به گوشم نرسید،
فهمیدم که اتفاقی افتاده...
شما که ساکت نمی‌نشستی وقتی...
ناز دانه های میناب پرپر می‌شدند.

حالا متعجبم از آفتاب که بعد از تو دمید
متعجبم از بهار که بعد از تو می‌آید
متعجبم از زمین که در هم فرو نمی‌رود

ای ایرانی ترین ایرانی...
میخواستم خونم را به پایت بریزم؛
به ابی انت و امی گفته بودم
که پدر و مادرم به فدایت‌...
گفته بودم خدا از عمر من بردارد و
به عمر شما اضافه کند...
ای همه عمر من چرا تمام شدی؟!
دیدگاه ها (۵)

پارت ۵۴

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

🥀💚 **عنوان: «آخرین خداحافظی؛ وقتی ایزوکو میدوریا به میدان نب...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و...p30.$ : خیلی خب. خودت خ...

تلخ‌ترین قسمتِ دوست داشتن اینه که یه روز، همون آدمی رو که حا...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟓پارت 33 و 34 داخل هایلایته*صدای قدم‌ها...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 10#لینو #فیکشنساعت ۹:۴۵ شب ـ خانه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط