{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏عادت داشت نوک خودکار را بین لباش بگیرِ.

‏عادت داشت نوک خودکار را بین لباش بگیرِ.
یک روز جامدادی‌اش رُ دزدیدم و تمام خودکاراشو بوسیدم.
میدونم ای صورت خوشی نداره ولی عصر خودمونی‌یی بود،فقط من وخودکارا.
وقتی بابایی آومد خونه ازم پرسید چرا لبهایم سیاه شده؟میخواستم بگم برای اینکه او سیاه مینویسد.
همیشه سیاه.
دیدگاه ها (۰)

بوسه فقط اون بوسه های سفتت که صورتمو محکم میگیری و لباتُ میچ...

با هیشکی دیگه اینطوری نمیشد.شروع ما با رشدی نرم پیدا کردن ، ...

همخونه اجباری.. پارت 9."ویو پارک دوین"بم همچنان جلوی در حیاط...

THE NAME...دنیای ابی منPART...چهارم(۴)💙✨...ویو جانگ می:اصلا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط