{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنشستم تنها در زیر نور ماه

بنشستم تنها در زیر نور ماه
گاهی برمی خیزد از سینه ام آه
آوای مرغ شب همرازه دل
با سوز قلب بیمارم شدم راه
باز آمد باز آمد موسم پاییزی
سر کن ای مطرب آهنگ غم انگیزی
پر کن ای ساقی این ساغر و مینا را
تا در جام جان آتش تو بر انگیزی

چون از در باز آیی حال پریشان
دیدگاه ها (۰)

قصه پیداست ز خاکستر خاموشی ماخرمن ِ سوختگان را به سخن حاجت ن...

ﺩﺭﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻦ ﺳـــــــﺨﺖ ﺍﺳﺖ ...ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺩﺭﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻏـــﻢ ﻫ...

عصر کمرنگی می‌تازد ، با باد وحشی شبانه ای که از حالا شروع شد...

پارت ۳ : تله ی تاریکی

[صبح روز بعد...]نور آفتاب از لای پرده‌ها افتاده بود روی صورت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط