{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق رقصش شدم...😍♡

عاشق رقصش شدم...😍♡
دوبارتوتوعمرم خواستم توی دوتاعروسی برقصم. عروسی اولی مادربزرگم مرد، عروسی نگرفتن رفتن مشهد، عروسی دوم هم خاله بزرگم مرد. کلا رقصوبوسیدم گذاشتم کنار، ترسیدم نسلمون منقرض بشه🤧🙈
دیدگاه ها (۲۵)

بچه های این دوره زمونه چقد بلا شدن.، اونوقت من تاکلاس سوم ف...

﴿ فصل 1قسمت 26﴾این صدای نیما (پسر خاله) آنیا بود اونها قبلاً...

spanish girl: 13

Novel panleo ♡ #part⁵⁴ ♡『 paniz 』شب رو خونه‌ی خاله نسرین بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط