قرار بود با سواد شویم

🍂

قرار بود با سواد شویم...
یک عمر صبح زود بیدار شدیم لباس فرم پوشیدیم،
صبحانه خورده و نخورده خواب و بیدار
خوشحال یا ناراحت با ذوق یا به زور
راه افتادیم به سمت مدرسه روی نیمکت های چوبی نشستیم صدای حرکت گچ روی تخته ی سبز که میگفتند سیاه است را شنیدیم با زنگ تفریح
نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که میخورد
مثل یک پرنده که در قفسش باز میشود ازخوشحالی پرواز کردیم
انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم ومشق نوشتیم به ما دیکته گفتندتا درست بنویسیم
گفتنداز روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری،
مانوشتیم و یاد گرفتیم قرار بود با سواد شویم
از شعراز گذشته های دور گفتند،
از مناطق حاصل خیز از جامعه گفتند،
از فیثاغورث از قانون جاذبه گفتند،
استرس،نگرانی،دلهره،حرف مردم،
شب بیداری کنکورو تارک دنیا شدن،
باید دانشجو میشدیم.،قرار بود با سواد شویم،
دانشگاه وجزوه و کتاب و امتحان و نمره و معدل،
تمام شد تبریک ،حالا ما دیگر با سواد شدیم
فقط چند سوال بپرسم؟
چقدر سواد رفتار اجتماعی و فرهنگی داریم؟
چقدر سواد دوست داشتن و رابطه  داریم؟
ماچقدر سواد انسانیت و،زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم
دیدگاه ها (۱۳)

الله اکبردقیقا با خودتم

✨دلم یک‌ دوست میخواهدکه اوقاتی ک دلتنگمبگوید خانه را ول کنبگ...

من امروز چند بار فرو ریختمچند بار دلتنگ شدماز دیدن کسی کهفقط...

چقد مولانا قشنگ میگه که دلبر مرهم درده:نیست مرا جز تو دواای ...

ادامه ی مطلب قبلی(عنایت شهید به یک خانم بی حجاب)

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎(یک روانی) ویو ا.ترسیدیم و من سریع و بی طاقت رفتم به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط