پارت خب خلاصه بعد از اینکه صبحانه خوردم میا زنگ زد گوشی

پارت 2🌟خب خلاصه بعد از اینکه صبحانه خوردم میا زنگ زد گوشیو برداشتم تا جوابشو بدم
«مکالمشون»
(علامت میا •)
+:سلام کصکشممممم
•:سلام بر جنده ی اعظمممممممم
یهو هردومون خندیدیم
+: چطوری عشقممممم
°:فدات بشم زندگیم... بیا پایین زندگیم منتظرتممممم
+:باشههه
«پایان مکالمه»
هیون که داشت این مکالمه رو می‌شنوید گفت
&: کاش میا منو زندگیم صدا میزد نه تورو (با ناراحتی)
+:کونت بسوزع
&:(اعصبانییییی)
+:بای بای من برم با میا جونم بیرونننن
&:(ناراحتتت)
ویو هانا
رفتم سوار ماشین میا شدم (بچها میا فوق العاده پولدارهه)
سلام کردیم به هم که
•:از هیون چه خبر؟
+:خواست باهامون بیاد نزاشتم
•:وااااااا بهش زنگ بزن بگو بیاد
+:نوچ
•: خودم زنگ میزنم
+:هوفففف
ویو هیون
داشتم فکر میکردم در مورد میا که گوشیم زنگ خورد رفتم دیدم«my heart»
داره زنگ میزنه با ذوق فراوان رفتم و جواب دادم
&:سلا...
•:لباس بپوش بیا پایین منتظرتم
&:با ذوق رفتم تیپ زدم و رفتم سوار ماشین شدم
با دیدن هانا که جلو نشسته بود اخمی کردم
و....
دیدگاه ها (۵)

پارت ۳🌟من و میا و هیون به پاساژ رسیدیم و دیدیم همه ی مردم به...

خب خب بچهاااا من طهورام فیک نویسموالیبالیستمفوتبالیستمبایسم ...

صبح با نور خورشید توی صورتم بیدار شدم رفتم سرویس بهداشتی و ک...

پرنسس کوچولو داستان با خیانت شروع میشهویو ات سلام من لی ات ه...

مافیای عاشق من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط