wounded butterfly

🦋wounded butterfly 🦋


part 1۴




ویو کوک🌕

رفتم برا یانگ هی لباس بیارم که دیدم اقای جانگ (همون جیهوپ خودمون🙂) داره سرم اماده می کنه . اخه این مرد یذره عقل تو سرش نداره؟ لباساش همه خیسه .

کوک 🌕 اجوما خونه نیست ؟

جیهوپ : نه ارباب خودتون از صبح خدمتکاری نذاشتین تو خونه اجوما هم حتی نذاشتین بمونه فقط گفتین من بمونم.
کوک🌕باشه پس برو لباساشو عوض کنم بعد سرم بزن .


جیهوپ: چشم

رفت بیرون . الان من چجوری لباساشو عوض کنم اخه ؟ باید عجله کنم اتفاقی واسش نیوفته (°اقایی همین اول کاری عاشق شده.°)
وایسا ببینم این همه اتفاق افتاد پس چرا بیدار نشد ؟حتما خوابشبیش از حد سنگینه . یکی از هودی هامو اوردم با یه شلوار کلفت که سردش نشه .
کوک🌕 چشامو ببندم؟ اره دیگه . چشامو بستم و لباساشو دارودم و هودی رو تنش کردم و شلوار رو هم پاش کردم و چشامو باز کردم. موهاشم که نم داره . رفتم حوله اوردم تا دور موهاش ببندم

کوک 🌕 واییییی خدا موهاشم فرههه (ذوق)
سریع حوله رو پیچیدم دور موهاش و سریع اقای جانگ رو صدا زدم که بیاد و سرم رو وصل کنه .



ادامه داره💜🩷❤️🤍
دیدگاه ها (۱۵)

سلام سلام پارت جدید گذاشتم اگه کمه به بزرگی خودتون ببخشید ال...

حمایت از پارت جدید ؟ اگه لایکا به ۵ تا و کامنتا به ۱۵ تا برس...

اخرین روز ۲۰۲۵ 🥲 ولی نمیدونم چرا دلم برای ۲۰۲۵ تنگ میشه؟🫠

وایییییییییییییی اکلیلی شدمممممم همین ☺️🥹🥹🥹🥹🎉🎉🎉🎉🎉🙏🏻

🦋 wounded butterfly 🦋 part 13 سریع ماشین رو روندم سمت خونم چ...

🦋 wounded butterfly 🦋part 1۵تا سرم رو وصل کنه سریع لباسامو ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط