{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من خیلی منتظرت بودم.

من خیلی منتظرت بودم.
اون شبایی که میدونستم پیدات نمیشه هم منتظرت بودم.
میگفتم شاید از خواب بپری و بیای سراغ گوشیو نباشم.
جالب اینجا بود که من متنفرم از منتظر بودن.
اما بازم برای تو اینکارو میکردم!
من همه رو از قلبم بیرون کردم که جاتو توی قلبم باز کنم.
نشوندمت اون بالا که دستِ کسی هم بهت نرسه.
من خودمو وقف تو کردم،
ولی الان کجایی؟ چطور شد که رفتی؟
دیدگاه ها (۳)

میخاستم بهت بگم که ازت ممنونمممنونم که با رفتنت باعث شدی خود...

_اصن ذوق چیه؟!+دارم بندری میرقصم.

آدمها بلاخره یک روزی یک جایی،در یک لحظه تمام میشوند.نع که بم...

نمی خوام بمیرم،چون هنوز تنهایی کافه و سینما نرفتم.هنوز با دو...

پارت³⁵جیمین بعد اون اتفاق همش داشتم خودمو سرزنش میکردم هنوز ...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۴۴ ولما : از هرجا میخوای بگو...

پارت چهار.....روم و برگردوندم با تهیونگ روبه رو شدم اون.. او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط