{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای بر پدر چرخ شکستی کمرم را

ای بر پدر چرخ شکستی کمرم را
خاموش کن این آتش جان و شررم را
از دست تو در سینه ی ما آتش و خون است
کس نیست برد بر در جانان خبرم را
ای چرخ چه خواهی دگر از سینه ی مجروح
این ناله جان سوز بسوزد جگرم را
عیبم مکن ای دوست اگر بخت سیاهم
وآله که شکستن همه بال و پرم را
دیریست که در حسرت آن صورت یاریم
امید که بینم رخ آن تاج سرم را
غم نیست که جان در سر این راه گذاریم
😔😔😔
دیدگاه ها (۰)

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

فراتر از خویش

مرد بی رحم

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

p17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط