ای بر پدر چرخ شکستی کمرم را

ای بر پدر چرخ شکستی کمرم را

ای بر پدر چرخ شکستی کمرم را
خاموش کن این آتش جان و شررم را
از دست تو در سینه ی ما آتش و خون است
کس نیست برد بر در جانان خبرم را
ای چرخ چه خواهی دگر از سینه ی مجروح
این ناله جان سوز بسوزد جگرم را
عیبم مکن ای دوست اگر بخت سیاهم
وآله که شکستن همه بال و پرم را
دیریست که در حسرت آن صورت یاریم
امید که بینم رخ آن تاج سرم را
غم نیست که جان در سر این راه گذاریم
😔😔😔
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه ها

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

فراتر از خویش

⁨ همه‌ی داستان‌های حماسی تاریخ، یه قهرمان دارن…وقتی صحبت از ...

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁷+ «مثل آرام‌بخش میم...

به یاد نادر مهدوی و همرزمانش شجاعش ❤️ ۱۱۶ مهر، سالروز شهادت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط