{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یار کج

عشق اش کج است مهرش کج است نگاه کج
من ماندم و در روبرویم یک سپاه کج

مانند ابرویش همیشه می کشید
راه مرا به سمت یک پرتگاه کج

همواره راه راست رفتم اما بین
دنبال او هستم که کرده راه کج

در جای متروکی مرا تنها گذاشت
حالا شدم حیران که بر سر رفت کلاه کج

دعاهایم از آن روز فقط این است
خدایا هیچ بر نگردد دیدگاه کج

محمد خوش بین
دیدگاه ها (۲)

خودکشی

ظهور عشق

خیال خوش خیالی

تن تو وطن من

“𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚’𝐬 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭, 𝐎𝐮𝐫 𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲”Part ⁶لورا ویو:خنده‌ای کرد و از ...

Novel panleo ♡ #part⁵⁶ ♡『 paniz 』مچ دستم رو سمت خودم کشیدم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط