{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part1

part1
نیلسو :چون دیشب بخاطر نوشتن ارائه ام دی خوابیده بودم ، صبح دیر بیدار شدم. خواستم به ساعت نگاه کنم ، همین که به ساعت نگاه کردم برق به چشمام افتاد برای دانشگام دیر بود ، سریع از روی تخت بلند شدم به سرویس بهداشتی رفتمو کارای لازمو انجام دادم داشتم اماده میشدم که برم یادم افتاد که استاد گفت امروز ارائه داریم، دوباره با دویدن به اتاقم رفتم ارائه رو برداشتم از خونه خارج شدم همین که از خونه زدم بیرون یونا زنگ زد جواب شو دادم

فلش بگ به جواب دادن یونا

نیلسو: الو یونا ترو خدا حاضری مو بزن تو راهم الان میرسم

یونا:باشه استاد هنوز به کلاس نیومده زود بیا تا غیبت نخوردی

نیلسو: باشه

پایان فلش بک

نیلسو: همین که حرف زدنم با یونا تموم شد به ورودی دانشگاه رسیدم
و چون عجله داشتم و حواسم به ارائه ها بود و دوباره داشتم مرور میکردم به تن قدرتمند و نیرومند یکی خوردم که باعث افتادنم شد همین که داشتم ارائه ها رو جمع میکردم سر مو بلند کردم که


ادامه دارد.....

شرط

۸لایک

۵بازنسر

کاکنت دل به خواهی
دیدگاه ها (۲)

معرفی (رمان تو از الان مال منی) شخصیت اصلی : جئون جونگکوک و ...

P5

مافیای من.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط