{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی‌دونم چرا امشب دوباره یاد بعضی چیزا افتادم.

نمی‌دونم چرا امشب دوباره یاد بعضی چیزا افتادم.
از اون خاطره‌هایی که فکر می‌کنی مدت‌هاست ازشون گذشتی، ولی کافیه یه شب حست یه ذره بیشتر از همیشه باشه تا همه‌شون برگردن.
نه اینکه بخوام چیزی رو برگردونم، نه اینکه بخوام دوباره همون آدم‌ها و همون روزها رو داشته باشم… فقط بعضی وقتا دلم برای حسی که اون موقع داشتم تنگ میشه.
برای حرفایی که ساعت‌ها طول می‌کشید، برای خنده‌هایی که بی‌دلیل بودن، برای اون حس عجیبی که فکر می‌کردم قراره همیشه بمونه.
عجیبه، نه؟ آدم می‌تونه مدت‌ها بدون کسی زندگی کنه، عادت کنه، بخنده، سرگرم باشه، حتی فکر کنه دیگه براش مهم نیست… ولی یه شب، بدون هیچ دلیلی، یه گوشه‌ی قلبش هنوز همون آدم رو یادش میاد.
شاید دلتنگی همیشه به معنی خواستنِ برگشتن نباشه.
شاید فقط یعنی یه زمانی، یه نفر برات اون‌قدر مهم بوده که نبودنش هنوز گاهی سکوت شب رو سنگین‌تر می‌کنه.
و امشب… نمی‌دونم تقصیر این حاله یا خاطره‌ها، ولی دلم یه کم بیشتر از معمول برای گذشته تنگ شده.
دیدگاه ها (۰)

محفل تریاکیان 🥰🥀گوظ😛

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

بعضی آدما رو باید همون‌جایی که خاطره خوبی ازشون داری نگه دار...

F

بعضی آدما از زندگی‌مون میرن،اما از خاطره‌هامون نه…می‌مونن لا...

تولدت مبارک به یکی از عزیزترین آدم‌های زندگی من... 🤍🎂نمی‌دون...

اجی قشنگم،نمی‌دونم دقیقاً از کجا شروع کنم، چون هرچی می‌خوام ...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

سلام قشنگای من 🥹🤍بالاخره برگشتم…بعد از یه مدت طولانی که مجبو...

بَعضی آدَما بی‌اینکه خُودِشون بِدونَن می‌شن یِه تیکِه اَز قَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط