{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(پارت 22)

(پارت 22)
you are mine


وانی: اوفف باشه

ته: افرین دختر خوب

وانی: هوفف



(پرش زمانی به توی پاساژ)

وانی: تههه نگاه این لباسو چقدر خوشگله

ته: اوم خوشگله ولی یکم کوتاه

وانی: عیبابا این کجاش کوتاه

ته: بنظرم این بهت میاد

وانی: اره اینم خوشگله برم پرو کنم

ته: باشه


ویو وانی*
لباسی که ته گفت رو برداشتم رفتم پرو کردم خیلی بهم میومد

وانی: اومم چطور شدمم؟؟

ته: عالیی شدی همینو بخریم؟

وانی: ارع

ته:باشه تو برو بیرون من حساب میکنم

وانی: اوکیی


ویو وانی*
بعد اینکه ته حساب کرد رفتیم خونه ی الیزابتشون


وانی: سلاممم

الیزابت: وای سلاممم

کوک: سلام خوش اومدید

ته: سلام، ممنون



ویو الیزابت*
بعد اینکه یکم خوراکی خوردم رفتم بالا لباس هامو عوض کردم(اسلاید دوم) یکم ارایش کردم عطرمو زدم رفتم پایین 10 مین بعد صدای در اومد وانی شون اومده بودن سریع رفتم درو باز کردم سلام کردیمو براشون قهوه اوردم سرگرم حرف زدن بودیم که تهیونگ و جونگکوک گفتن کار دارن توی باند باید برن

کوک: برای ساعت 7 اماده باشید 7 میایم که بریم

الیزابت/وانی: باشهه

ته: خب ما میریم خدافظ


(ته و کوک رفتن)


الیزابت: حالا که تنها شدیم چیکار کنیم؟
وانی: اومم فیلم ببینیم؟
الیزابت: اوم فکر خوبیه


شرط های پارت 23:
60 لایک
20 بازنشر
💞💞💞💞💞
#رمان #فیک
دیدگاه ها (۱۳)

(پارت 23) you are mineوانی: ترسناک ببینیم؟ الیزابت: ترسناک؟ ...

(پارت 24)you are mineویو الیزابت*رفتیم سوار ماشین شدیم بعدش ...

(پارت 21)you are mineته: اومم خوبهته: فردا قبل اینکه ببرمت خ...

(پارت 20)you are mineویو وانی*الان ساعت 1 شبه هنوز ته نیومده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط