{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جئون جونگکوکسر خط نامه ام رآ با نآم تو شروع میکن

جِئون جونگکوک...سَر خَط نامه اَم رآ با نآم تو شُروع میکُنم...

هَمان موقع کِه تو را دیدَم،قَلبم بَرایَت تَپید.
دَر آن زَمآن فِکر میکَردَم ، پادِشاهِ پَریانی...
تا به حآل مَردی به زیبایی تو نَدیده بودم،
هَمان زَمان بود که این دل،خودش را به تو باخت...
اِنقَد زیبآ بودی،کِه این دِل...حاظِر بود تآ سآعت ها به عَکسَت نِگاه بُکُنَد...بِدون اینکه اَزَت خَسته بِشَوَد....
مَن...حاظِر بودَم تا تَمآم عِشقَم را بِه تو بِدَهَم...
این دِل...
عاشَقَت شُد...بآ اینکه میدانست هیچوقَت بِهِت نمیرِسَد...
عاشِقَت شُد...بآ اینکه میدانست هیچوقَت بِهِش عِشق نمیوَرزی...
عاشِقَت شُد...بآ اینکه میدانست حتی نمیتوانَد چِهرَت را هَم بِبینَد...

مَن هَمان موقع از عِشقت دَست میکِشَم که...
آسمان به زِمین بِرِسَد...
کوه آب شَوَد...
زَمین و زَمان بِهَم گِرِه بُخورَند...

میبینی...؟
هیچوقَت هیچکدآم اَز اینها اِتِفاق نمی اُفتَند....
پَس...
تا آخرین لَحظه ی عُمرَم و حتی دآخل هَفت دَقیقه آخَر عُمرَم هَم...عاشِقَت میمونَم...

اِمروز...تو پاتو بِه این دُنیایِ فانی گُذاشتی...و این زندگی رو...بَرایِ مَن...زیباتَر کَردی...
تَوَلُدَت مُبارک...!
اِی بُزُرگتَرین مُعجَزه زِندِگی مَن:>>

نآمه ای که هیچوَقت به دَستَتَ نمیرِسَد...

اَز طَرَف هَمسَر خیالیت...

-به جِئون جونگکوک....
دیدگاه ها (۰)

پدر ناتنی من...part:⁵روی پله ها بودم که جئون رو دیدم که مبل ...

ادامه پارت ۵....𝗝𝗶_𝘆𝘂𝗻𝗴:واقعا...؟ولی تو خیلی برای مافیا بودن...

بچه ها...من واقعا میخولم نظرتونو راجب فیکم بدونم...اصلا انگی...

پدر ناتنی من...part:⁴𝗝𝘂𝗻𝗴 𝗸𝗼𝗼𝗸:اوم...راستی...امروز قراره دوس...

خسته از عشق.پارت سوم.(متن نامه)سلام جونگ کوکم خوبی؟من که عال...

نامه ای برای احساساتم/پارت سوم

mafia lave. پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط