{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی خون بوی باروت دلهای بی تاب

بوی خون بوی باروت دلهای بی تاب
دیوارها خراب،
افتاده در حیاط خانه
هزاران هزار قاب.
بوی استرس بوی اضطراب
لرزش دستهای من با صدای جنگنده
برخاسته از خواب.
درد
غم
غصه
اشک
از این فصل رفته بوی بهار ناب
شهر به شهر خون چکیده
به جای شبو بوی باروت پیچیده.
لیک
من میدانم
امید هست
زندگی هست
یک روز من و تو با این مردم
میخریم عروسکها به یاد
دخترکان زیباروی میناب.
لیک من میدانم
امید هست
زندگی هست
ازتهرانم تاکردستان
از اصفهانم تا خوزستان.
میگذرد این روزها
میگذرد این ترس ها
تا وطن وطن بماند
برای روزهای زیبا...

#نبض_مانا
دیدگاه ها (۰)

حق

من ایران را دوست دارمچون شعر داردهنر داردتاریخ داردوسوسه مان...

من در هنر میمیرم  این زیبایی ، چه بی‌رحمانه  تمامِ قامتِ تنه...

سال بگذر،که چه خوب است که گذشتیسال بگذر، که وطنم درد می‌کند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط