{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شاهرگ های برای یکی می زندم

من شاهرگ های برای یکی می زندم
که قدرمو ندونست
ولم کرده
دیدم صبح پیام می ده من
دیگه با رل نمی زنم
دختره می گفت ت. به درده من نمی خوری
خدایا ما انقدر بیچارمی
دیدگاه ها (۸)

خدایاااااااا🥺🥺🥺🥺🥺😭😭😭😭😭

راست می گه

هییی روزگار

سناریو باجی پارت اخر

توی بازی کلمبیا مقابل پرتغال، یکی از هوادارای کلمبیا که کل پ...

از صبح، یکی یکی بطری‌های آب رو می‌چینن.یکی یخ می‌ریزه توی وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط