my chute love
[my chute love 2]
part 5
هیونجین:خیلی راحته فقط باید منو ببوسی
فلیکس:چی عمرا حتی فکرشم نکن
[فلیکس خودشم دوست داره داره دروغ میگه]
هیونجین:اوه پس دوست داری تا صبح بیدار باشی جوجه کوچولو[نگاه شیطانی]
فلیکس:باشه،باشه
فلیکس بلند میشه و سمت هیونجین میره میخواست همینجوری یه بوسه ی سطحی بزاره و بره که هیونجین گفت
هیونجین:هی جوجه کوچولو اینجوری کیف نمیده بیا روی پاهام بشین
فلیکس:عمرا حتی فکرشم نکن
که هیونجین به راحتی فلیکس رو بلند میکنه و میزاره روی پاهاش
فلیکس:چیکار میکنیییی
هیونجین لب هاشو روی لب های فلیکس کوبوند و لب های جوجه کوچولوش رو میبوسید تا اینکه در اتاق وا شد و...
یجی:هیونجین این کیه[عصبی]
هیونجین:یجی گمشو بیرون
یجی بدون توجه به حرف هیونجین سمت فلیکس رفت و موهاشو توی دستش گرفت و کشید
فلیکس:ای
هیونجین سریع دست یجی رو گرفت و پرتش کرد اونور و با صدای خیلی بلند گفت
هیونجین:چرا موهاشو کشیدی[خیلی وحشتناک]
یجی:هیون تو شوهر منی توقع داری عصبی نشم
فلیکس:چ...چ...چی؟شوهر؟
هیونجین:فلیکس لطفا...برات توضیح میدم
فلیکس:نیازی به توضیح نیست
یجی:پسره ی هرزه گمشو بیرون[چی گفتم]
فلیکس:هیون...هیون من...من هزار بار تلاش کردم که اشتباهاتو ببخشم ولی تو...ولی تو هق
نتونست ادامه حرفش رو بزنه و زد زیر گریه
هیونجیندست یجی و فلیکس رو گرفت و سوار ماشین شدن
یجی:ددی چیکار میکنی[عیو به خودم با این کلمه ددی که گفتم]
هیونجین:خفه شو
هیونجین رفت و یجی رو طلاق داد
[بله دوستان به همین راحتی]
هیونجین:حالا گمشو از زندگیم بیرون
و دست فلیکس رو گرفت سوار ماشین شدن و به سمت خونه رفتن
وقتی رسیدن هیونجین گفت
هیونجین:…
ادامه دارد...
اینم پارت 5 امیدوارم خوشتون اومده باشه عسلیا
part 5
هیونجین:خیلی راحته فقط باید منو ببوسی
فلیکس:چی عمرا حتی فکرشم نکن
[فلیکس خودشم دوست داره داره دروغ میگه]
هیونجین:اوه پس دوست داری تا صبح بیدار باشی جوجه کوچولو[نگاه شیطانی]
فلیکس:باشه،باشه
فلیکس بلند میشه و سمت هیونجین میره میخواست همینجوری یه بوسه ی سطحی بزاره و بره که هیونجین گفت
هیونجین:هی جوجه کوچولو اینجوری کیف نمیده بیا روی پاهام بشین
فلیکس:عمرا حتی فکرشم نکن
که هیونجین به راحتی فلیکس رو بلند میکنه و میزاره روی پاهاش
فلیکس:چیکار میکنیییی
هیونجین لب هاشو روی لب های فلیکس کوبوند و لب های جوجه کوچولوش رو میبوسید تا اینکه در اتاق وا شد و...
یجی:هیونجین این کیه[عصبی]
هیونجین:یجی گمشو بیرون
یجی بدون توجه به حرف هیونجین سمت فلیکس رفت و موهاشو توی دستش گرفت و کشید
فلیکس:ای
هیونجین سریع دست یجی رو گرفت و پرتش کرد اونور و با صدای خیلی بلند گفت
هیونجین:چرا موهاشو کشیدی[خیلی وحشتناک]
یجی:هیون تو شوهر منی توقع داری عصبی نشم
فلیکس:چ...چ...چی؟شوهر؟
هیونجین:فلیکس لطفا...برات توضیح میدم
فلیکس:نیازی به توضیح نیست
یجی:پسره ی هرزه گمشو بیرون[چی گفتم]
فلیکس:هیون...هیون من...من هزار بار تلاش کردم که اشتباهاتو ببخشم ولی تو...ولی تو هق
نتونست ادامه حرفش رو بزنه و زد زیر گریه
هیونجیندست یجی و فلیکس رو گرفت و سوار ماشین شدن
یجی:ددی چیکار میکنی[عیو به خودم با این کلمه ددی که گفتم]
هیونجین:خفه شو
هیونجین رفت و یجی رو طلاق داد
[بله دوستان به همین راحتی]
هیونجین:حالا گمشو از زندگیم بیرون
و دست فلیکس رو گرفت سوار ماشین شدن و به سمت خونه رفتن
وقتی رسیدن هیونجین گفت
هیونجین:…
ادامه دارد...
اینم پارت 5 امیدوارم خوشتون اومده باشه عسلیا
- ۱.۷k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط