{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیماران بیمارستان واقعیتیم

بیماران بیمارستان واقعیتیم
با سرنگ های پر شده از امید
عفونتِ مانده از قدیم
تخت های کنار پنجره اجتماع
و روزی آرام می‌رویم ...
با چشمان خیسِ پس از ترخیص ...
دیدگاه ها (۰)

می‌دانستم "رویا "بود ...من و تو !؟ بعید بود ...آن همه "خوشب...

از وقتی که عزیزش رفته بود همیشه اینو زیر لب میخوند : مثل گل ...

هیچ انرژی برای تنفر از کسی ندارم و قلبم هیچ جایی برای چنین آ...

گریستم به یاد تمام رویاهایی که تا می‌خواستیم نوازششان کنیم "...

گروه جهادی شهدای مدافع سلامت معرفی شهید سلامت

رسم زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط