{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ممنون ازلایک قشنگت

⚘️⚘️ وقتی خدا چشم تو را با دستهایش آفرید
وقتی غزل را از لب سرخ تو مثل سیب چید

آدم نبود حوا که هیچ از لحظه ی ناز ازل
من بودم و لبخند تو تا این که عشق از راه رسید

عشق آمد و جان مرا مجنون لیلای تو کرد
حتی خدا درگیر شد از بس که نازت را کشید

حوا از آدم زاده شد من از نگاه گرم تو
آیینه هم شد مبتلا وقتی که چشمت را چشید

خورشید هم شرمنده شد از وصف روی ماه تو
وقتی که تعریف تو را اینجا و آنجا می شنید

گرم از نگاهت بودم و در عصر یخبندان دلم
جز آفتاب چشم تو گرمای دیگر را ندید

ما هر دو همزادیم و عشق یک‌حس خوب مشترک
زیرا خدا طرح تو را بر بوم قلب من کشید

کپی ممنوع ❌️❌️❌️


❤️❤️❤️❤️❤️
دیدگاه ها (۹۴)

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

سناریو تهیونگ

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

شب التیام.

پارت ۱۲

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتتصویر جلوی چشم‌های هیونجین ثا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط