my chute love
[my chute love 2]
part 3
جیسونگ:باشه بدو
لینو لوکیشن و براشون فرستاد و رسیدن فلیکس اشک تو چشماش جمع شده بود ولی سعی میکرد گریه نکنه
آقای سون[دکتره]:خطر رفع شده ولی باید خیلی مراقبش باشین
لینو:چشم،ممنون
سون رفت
لینو:عام خب ممنون که خبر دادین و کمک کردین و اینکه من نمیتونم ازش مراقبت کنم یعنی بلند نیستم میشه تا وقتی خوب بشه اینجا بمونین
جیسونگ میخواست مخالفت کنه که فلیکس سریع گفت
فلیکس:باشه
لینو:ممنون
و اینکه از اونجایی که ما دوتا اتاق داریم باید دونفر دونفر توی یه اتاق باشیم
فلیکس:پس منو جیسونـ-
لینو:عام ببخشید ولی نمیشه
فلیکس:چرا؟
لینو:اگه من برم تو اتاق هیونجین وسایل شرکت و نیاز دارم و نمیتونم همه شوت رو ببرم تو اتاقش و همه شو نیاز دارم هیونجین هم که نباید به خودش فشار بیاره و نباید تکون بخوره
فلیکس:آها باشه اشکال نداره
[من:جوجهعلی گول خوردی]
لینو:خب دیگه فک کنم وقت خوابه
فلیکس:آزه دیگه شب بخیر
لینو:هی جیسونگ بیا بریم
جیسونگ:هوم باشه
و باهم سمت اتاق رفتن
جیسونگ:لینو میشه یه لباس به من بدی نمیتونم با این لباس بخوابم
لینو:اوه...حتما
و بهش یکی از لباسای خودشو داد
جیسونگ:میشه بری بیرون
لینو:نه
جیسونگ:میخوام لباس عوض کنم خب
لینو:نگاه نمیکنم
جیسونگ:ایش
جیسونگ لباسش و درآورد که دید دستی دور شکمش حلقه شده
جیسونگ:چیکار میکنیییی
لینو:هیچکار
جیسونگ:برو اونور دستتم وردار
لینو:باشه ولی اول باید یه کاری کنم
نذاشت جیسونگ حرفی بزنه و با سریع ترین حالت ممکن برش گردوند و چسبوندش به دیوار
جیسونگ:چ...چی...چیکار میکنی
لینو:کار خاصی نمیکنم
جیسونگ:ولم کننننن
لینو:ببخشید ولی دیره
جیسونگ میخواست حرف بزنه که لینو محکم لباشو کبوند رو لبای جیسونگ
لینو:اوم،بیبی طعم لباتو فراموش کرده بودم
جیسونگ:بس کن
لینو:ببخشید ولی نمیشه و به بوسیدن جیسونگ ادامه داد
لینو بعد 8 دقیقه از لبای هان دل کند و سمت گردنش و شروع کرد به کی.س م.ار.ک گذاشتن
جیسونگ:لینو،اههه...لطفا،لطفا ولم کن
لینو:بیلی تازه اولشه
جیسونگ:خواهش...خواهش میکنم ولم کن[بغض]
لینو:باشه ولی یه شرطی داره
جیسونگ:چ...چه...چه شرطی
لینو:میشه...میشه لطفا دیگه از پیشم نری
جیسونگ:لینو
لینو:ب...ب...بله
جیسونگ:…
ادامه دارد…
خب بالاخره پارت 3 رو نوشتم
امیدوارم خوشتون بیاد عسلیا
part 3
جیسونگ:باشه بدو
لینو لوکیشن و براشون فرستاد و رسیدن فلیکس اشک تو چشماش جمع شده بود ولی سعی میکرد گریه نکنه
آقای سون[دکتره]:خطر رفع شده ولی باید خیلی مراقبش باشین
لینو:چشم،ممنون
سون رفت
لینو:عام خب ممنون که خبر دادین و کمک کردین و اینکه من نمیتونم ازش مراقبت کنم یعنی بلند نیستم میشه تا وقتی خوب بشه اینجا بمونین
جیسونگ میخواست مخالفت کنه که فلیکس سریع گفت
فلیکس:باشه
لینو:ممنون
و اینکه از اونجایی که ما دوتا اتاق داریم باید دونفر دونفر توی یه اتاق باشیم
فلیکس:پس منو جیسونـ-
لینو:عام ببخشید ولی نمیشه
فلیکس:چرا؟
لینو:اگه من برم تو اتاق هیونجین وسایل شرکت و نیاز دارم و نمیتونم همه شوت رو ببرم تو اتاقش و همه شو نیاز دارم هیونجین هم که نباید به خودش فشار بیاره و نباید تکون بخوره
فلیکس:آها باشه اشکال نداره
[من:جوجهعلی گول خوردی]
لینو:خب دیگه فک کنم وقت خوابه
فلیکس:آزه دیگه شب بخیر
لینو:هی جیسونگ بیا بریم
جیسونگ:هوم باشه
و باهم سمت اتاق رفتن
جیسونگ:لینو میشه یه لباس به من بدی نمیتونم با این لباس بخوابم
لینو:اوه...حتما
و بهش یکی از لباسای خودشو داد
جیسونگ:میشه بری بیرون
لینو:نه
جیسونگ:میخوام لباس عوض کنم خب
لینو:نگاه نمیکنم
جیسونگ:ایش
جیسونگ لباسش و درآورد که دید دستی دور شکمش حلقه شده
جیسونگ:چیکار میکنیییی
لینو:هیچکار
جیسونگ:برو اونور دستتم وردار
لینو:باشه ولی اول باید یه کاری کنم
نذاشت جیسونگ حرفی بزنه و با سریع ترین حالت ممکن برش گردوند و چسبوندش به دیوار
جیسونگ:چ...چی...چیکار میکنی
لینو:کار خاصی نمیکنم
جیسونگ:ولم کننننن
لینو:ببخشید ولی دیره
جیسونگ میخواست حرف بزنه که لینو محکم لباشو کبوند رو لبای جیسونگ
لینو:اوم،بیبی طعم لباتو فراموش کرده بودم
جیسونگ:بس کن
لینو:ببخشید ولی نمیشه و به بوسیدن جیسونگ ادامه داد
لینو بعد 8 دقیقه از لبای هان دل کند و سمت گردنش و شروع کرد به کی.س م.ار.ک گذاشتن
جیسونگ:لینو،اههه...لطفا،لطفا ولم کن
لینو:بیلی تازه اولشه
جیسونگ:خواهش...خواهش میکنم ولم کن[بغض]
لینو:باشه ولی یه شرطی داره
جیسونگ:چ...چه...چه شرطی
لینو:میشه...میشه لطفا دیگه از پیشم نری
جیسونگ:لینو
لینو:ب...ب...بله
جیسونگ:…
ادامه دارد…
خب بالاخره پارت 3 رو نوشتم
امیدوارم خوشتون بیاد عسلیا
- ۶.۲k
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط