{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Trust

Trust
part.2

که یهو وقتی داشت به سمت بازار برده فروشی می‌رفت ... سرش پایین بود و رسما تو عالم خودش بود که یهو یکی بهش برخورد کرد و شاهزاده ناز پرورده نزدیک بود بیفته تو چاله گل ... صحنه خنده میشد اگه میفتاد ...
هیونجین دوباره تعادلشو داشت بدست میاورد که یه پسر مو بلوند بهش برخورد و ایندفعه واقعا افتاد تو گل ها ... همه ی حضار به شاهزاده ای که دیگه شبیه شاهزاده ها نبود خندیدند ... نگفتم صحنه خنده داری میشه ؟؟ ..
هیونجین با عصبانیت گفت
هی پسر کجا میری ؟؟
فلیکس یه لحظه وایساد و برگشت و گفت ببخشید که لباستون و کثیف کردم ولی باید برم
و بعد سریع دوید و از دید هیونجین محو شد
ایندفعه هیونجین دوباره حس کرد یکی داره نزدکیش میشه و سریع برگشت
اما آقای مین رو دید ..
آقای مین:اوه سلام آقای هوانگ ببخشید شما یه پسر مو بلوند و که داشت...
هیونجین به اقای مین توپید و گفت :اوه منظورت همونیه که این بلا رو سرم آورد؟؟..
مین:آقای هوانگ واقعا ببخشید وقتی گرفتمش به حسابش میرسم ..
و رفت .. چه عجیب هر کی هیونجین میدیدش میومد یهویی یه کاری میکرد و بعد غیب میشد بعد یک ساعت مین فلیکس رو گرفت و هیونجین که تازه تونسته خودشو به بدبختی یکم تمیز کنه گفت : اوه پس این اون پسریه که این بلا رو سر من آورد
فلیکس:من که معذرت خواهی کردم[حرص]
هیونجین:ولی این کافی نیست لباس من خیلی گرونه باید پولشو بدی
فلیکس:چی
هیونجین:یا پول لباسم رو میدی یا به جای برده برای من کار می‌کنی اگه هیچکدوم رو نمیخواین ... پس مجبورم کاری رو انجام بدم که مطمئنم واقعا به ضررتونه
فلیکس:ولی
مین:ولی نداریم تو باید بری
فلیکس:چیییی ؟؟[شوکه]
هیونجین نیشخندی زد و دست فلیکس رو از دست مین درآورد و از ساختمون بیرون اومد سمت خونه راه افتاد ( خونه چیه داداش قصره )
فلیکس:ولم کن عوضی[داد]
هیونجین:[پوزخند]من عوضیم؟
فلیکس:گفتم ولم کن
که هیونجین با داد گفت : ...
دیدگاه ها (۲)

[my chute love 2]part 3جیسونگ:باشه بدولینو لوکیشن و براشون ف...

★عه وا 200 تایی مون مبارک★

رومان هیونلیکس امید وارم خوشتون بیاد

مافیایه عشق P:29فلیکس تقلا ای کرد ولی زورش در برابر هیونجین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط