{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#ما_ز_فردا_نگرانیم_که_فردا_چه_کنیم

#ما_ز_فردا_نگرانیم_که_فردا_چه_کنیم
زیر این بار گرانی که جان را چه کنیم
روز من ثانیه هایی که نه از آن من است می خواهی
آتشی را که نه در جان من است می خواهی
روزگار روز مرا پیش فروشی کرده
دل بیدار مرا پیر فراموشی کرده
هیچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم
چه کنم نیست هوایی که دلی تازه کنم

قصد من نیت آزار نبود
جنس من در خور بازار نبود
جنسم از خاک و دلم خاکی تر
روح من از خود من شاکی تر
جنسم از رنگ طلا بود و نه از جنس طلا
دل گرفتار بلا بود و سزاوار بلا...
دیدگاه ها (۰)

#قـالی_بخــت_مرا_یک_دختــر_لر_بافته با دو چشم  اشک بار و با ...

#پشت_پرچین_لحظه_های_خیال_با_دلی_پر_ز_شوق_و_عشق_و_امیدزارع دش...

#محرمی_نیست_و_گرنه_که_خبر_بسیار_استرمق ناله کم و کوه و کمر ب...

#دیر_یا_زود_این_عذاب_ای_جان_به_پایان_می‌رسدشاد باش! این رنج ...

سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواندجان آئینه جه...

زندگی دوباره

ادامه پست قبل:......دیروز تو خیابون چشمم به چند تا درخت توت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط