گاهی اوقات فکر میکنم

گاهی اوقات فکر میکنم ،

گاهی اوقات فکر میکنم ،
من بیهوده‌ام ، یا تو..
منظورم این است که نمیدانم چه‌کسی را باید مقصر دانست ؛ یا حداقل چه کسی باید مسئولیَتَش را بر عهده گیرد !؟
من - یا - تو
از نظر من زندگی درد بسیاری دارد اما ؛ به هنگامی که دیگر افراد دردشان را بیان میکنند ، تنها به دو چیز فکر میکنم . یکی انکه من چه چیز هایی را که پشت سر نگذاشته‌ام و این ها کوچک ترینشان را که تجربه کرده‌انو اینچنین خود را باخته‌اند
و دیگر انکه من زیاد شلوغش کرده‌ام. این درد ، بزرگ نیست ، باید آنقدری سختی هارا به دوش کِشَم کِه بدترین درد ها نسیبم شود ؛ آن زمان است که حق اعتراض و درماندگی خواهم داشت..
؛
حال اینجاست که من به دنبال مقصر میگردم ، تو ، کسی که باید مرا محافظت میکردو در آغوش محبت بزرگ میگرد ؛ یا من ، که این آغوش و حفاظت را خواهان بودم..
شاید هم من درواقع ناسپاس‌م ، و تو تمام خودت را گذاشته ای... تنها این منم.. که در دریایِ محبتت نابینا گشته‌ام
" ؟‌ "
دیدگاه ها (۰)

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.6کوک:وللش .....ا.ت:باید چیکار کنم؟...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

در آغوش تو.پارت پنجم+من ....من وارد رابطه نشدم ولی.......ولی...

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

My lovely neighbor part : 83

عشق بی غید و شرط پارت ۲

part 53یونگی دستشو گرفت و گذاشت روی پای خودش و آروم آروم بان...

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۵

Part ¹⁰اسلاید 2 : لباس و باشگاه جونگکوکویو لیلی لبخند پرنگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط