{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی اوقات فکر میکنم

گاهی اوقات فکر میکنم ،
من بیهوده‌ام ، یا تو..
منظورم این است که نمیدانم چه‌کسی را باید مقصر دانست ؛ یا حداقل چه کسی باید مسئولیَتَش را بر عهده گیرد !؟
من - یا - تو
از نظر من زندگی درد بسیاری دارد اما ؛ به هنگامی که دیگر افراد دردشان را بیان میکنند ، تنها به دو چیز فکر میکنم . یکی انکه من چه چیز هایی را که پشت سر نگذاشته‌ام و این ها کوچک ترینشان را که تجربه کرده‌انو اینچنین خود را باخته‌اند
و دیگر انکه من زیاد شلوغش کرده‌ام. این درد ، بزرگ نیست ، باید آنقدری سختی هارا به دوش کِشَم کِه بدترین درد ها نسیبم شود ؛ آن زمان است که حق اعتراض و درماندگی خواهم داشت..
؛
حال اینجاست که من به دنبال مقصر میگردم ، تو ، کسی که باید مرا محافظت میکردو در آغوش محبت بزرگ میگرد ؛ یا من ، که این آغوش و حفاظت را خواهان بودم..
شاید هم من درواقع ناسپاس‌م ، و تو تمام خودت را گذاشته ای... تنها این منم.. که در دریایِ محبتت نابینا گشته‌ام
" ؟‌ "
دیدگاه ها (۰)

چطورین فرشته های من ؟خوبین ؟این ، دم آخریا که عید نزدیکه ؛ خ...

دیگر اشک‌ها برایَش معنایی نداشت ، کلماتی از زبان عزیزترین کس...

در زیر نور ماه همراه با نجوایِ باد خواهَم رقصید ؛در روزِ مرگ...

حرفی برایِ گفتن ندارم.منظورم این است ، همیشه میخواستم بنویسم...

نمیدونم

P16🐣&خوب این روزا خیلی از داداش شرمندم ~شرمنده چرا؟&خوب میدو...

عشق فراموش شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط