ᴘᴀʀᴛ41
جونگکوک به سمت در میرود. در حالی که به سوی آن قدم برمیدارد، صدای جیغی بلند میشود و ابروهایش در هم میرود. صدا برایم بسیار آشناست. با فهمیدن اینکه چه کسی پشت در است اعصابم به هم میریزد. فریاد میزند: «من معشوقهی مورد علاقهی شاه هستم! چطور اجازهی ورود ندارم؟!!!»
لعنتی الیزابت… اصلاً دلم نمیخواهد او و موهای فرشمانندش را ببینم. درهای بزرگ باز میشوند و الیزابت با موهای فِرش، گردنبند و گوشوارههای الماس سفید و لباس سفیدی که پوشیده است، شبیه فرشتهها شده. اگر نمیدانستم او شیطان است قطعاً اشتباه میگرفتمش. هرچقدر هم زیبا باشد، برای من زشت است. گونههایش به رنگ طلایی برق میزنند و از خشم میسوزد. چشمهایش با دیدن شاه با شادی میدرخشند و فوراً تعظیم میکند: «اوه، سرور من، بسیار منتظرتان بودم.»
وقتی از تعظیم بلند میشود و چشمانش مرا کنار او مییابد، ابروهایش در هم میروند.
«الیزابت، انگار قانون قصر رو اشتباه بهت آموزش دادن.»
نگاهش را از من میگیرد و از حالتش معلوم است که گیج شده. به شاه نگاه میکند و من پوزخندی روی لبهایم مینشیند. وای… کم کم دارم از این مرد خوشم میاد. احساس خیلی خوبی در بین وجودم میپیچد با دیدن لگدمال شدن غرور الیزابت.
«بله… متوجه منظورتون نمیشوم!»
شاه با بالا بردن دستش، شوالیهها را کنار میبرد و نیزههایشان را با حالتی اطاعتگر به زمین میکوبند.
«معلومه که نمیشی، چون خودتو بالاتر از شاه میبینی. وقتی من دستور میدم کسی اجازهی ورود نداره… یعنی کسی وارد نباید بشه. حتی تو.»
با حالتی مرگبار این را میگوید. الیزابت دندانهایش را محکم به هم میزند و با لحنی مودب که معلوم است با سختی بیان میشود، میگوید:
«اوه، معلوم است چنین نیست سرورم. برای امری فوری پیش شما آمدهام.»
شاه شیاطین ابروهایش را بالا میاندازد: «خب؟»
الیزابت لبهای صورتی کمرنگش را جمع میکند، انگار از اینکه برای چنین چیز کمی پیش شاه آمده است انزجار دارد.
🎧━━━━━━●───────
⇆ㅤ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤ↻️
♡ ㅤ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
ᴸⁱᶠᵉ•ــــﮩﮩـــ٨ـﮩـ۸ـﮩـــ٨ﮩ٨ﮩﮩــــــ•ᴰᵉᵃᵗʰ
⠀* . ✦ *
⠀ ⠀ ,
. ✦ *
ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱᴛ
ʏᴏᴜ ʜɪᴛ ᴍᴇ ꜱᴏ ʜᴇʏ ʜᴇʏ, ꜱᴏ ʜᴇʏ ɪ'ᴍ ᴏᴋᴀʏ ʙᴜᴛ ɪ'ᴍ ꜱᴛɪʟʟ ʜᴀᴠɪɴɢ ᴀ ᴘʀᴏʙʟᴇᴍ
#مود#حق#اقیانوس_میدزی#ایتزی#فوریو#وایرال#سرگرمی#طنز#یجی#لیا#ریوجلور#ویسگون#لیسا#رزی#جیسو#ج
#BTS #army #bangtan #namjoon #Jin #Suga #Jhope #Jimin #tahyung #Jungkook 𝆤 𝆤𝆤𝆤 𝆤𝆤𝆤 𝆤 𝆤𝆤𝆤𝆤 𝆤𝆤 𝆤𝆤 𝆤 #Video #clip #Music #Factor #Walipier #Profile︶ ֢ ⏝ ֢ ︶ ୨୧ ︶ ֢ ⏝ ֢
لعنتی الیزابت… اصلاً دلم نمیخواهد او و موهای فرشمانندش را ببینم. درهای بزرگ باز میشوند و الیزابت با موهای فِرش، گردنبند و گوشوارههای الماس سفید و لباس سفیدی که پوشیده است، شبیه فرشتهها شده. اگر نمیدانستم او شیطان است قطعاً اشتباه میگرفتمش. هرچقدر هم زیبا باشد، برای من زشت است. گونههایش به رنگ طلایی برق میزنند و از خشم میسوزد. چشمهایش با دیدن شاه با شادی میدرخشند و فوراً تعظیم میکند: «اوه، سرور من، بسیار منتظرتان بودم.»
وقتی از تعظیم بلند میشود و چشمانش مرا کنار او مییابد، ابروهایش در هم میروند.
«الیزابت، انگار قانون قصر رو اشتباه بهت آموزش دادن.»
نگاهش را از من میگیرد و از حالتش معلوم است که گیج شده. به شاه نگاه میکند و من پوزخندی روی لبهایم مینشیند. وای… کم کم دارم از این مرد خوشم میاد. احساس خیلی خوبی در بین وجودم میپیچد با دیدن لگدمال شدن غرور الیزابت.
«بله… متوجه منظورتون نمیشوم!»
شاه با بالا بردن دستش، شوالیهها را کنار میبرد و نیزههایشان را با حالتی اطاعتگر به زمین میکوبند.
«معلومه که نمیشی، چون خودتو بالاتر از شاه میبینی. وقتی من دستور میدم کسی اجازهی ورود نداره… یعنی کسی وارد نباید بشه. حتی تو.»
با حالتی مرگبار این را میگوید. الیزابت دندانهایش را محکم به هم میزند و با لحنی مودب که معلوم است با سختی بیان میشود، میگوید:
«اوه، معلوم است چنین نیست سرورم. برای امری فوری پیش شما آمدهام.»
شاه شیاطین ابروهایش را بالا میاندازد: «خب؟»
الیزابت لبهای صورتی کمرنگش را جمع میکند، انگار از اینکه برای چنین چیز کمی پیش شاه آمده است انزجار دارد.
🎧━━━━━━●───────
⇆ㅤ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤ↻️
♡ ㅤ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
ᴸⁱᶠᵉ•ــــﮩﮩـــ٨ـﮩـ۸ـﮩـــ٨ﮩ٨ﮩﮩــــــ•ᴰᵉᵃᵗʰ
⠀* . ✦ *
⠀ ⠀ ,
. ✦ *
ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱᴛ
ʏᴏᴜ ʜɪᴛ ᴍᴇ ꜱᴏ ʜᴇʏ ʜᴇʏ, ꜱᴏ ʜᴇʏ ɪ'ᴍ ᴏᴋᴀʏ ʙᴜᴛ ɪ'ᴍ ꜱᴛɪʟʟ ʜᴀᴠɪɴɢ ᴀ ᴘʀᴏʙʟᴇᴍ
#مود#حق#اقیانوس_میدزی#ایتزی#فوریو#وایرال#سرگرمی#طنز#یجی#لیا#ریوجلور#ویسگون#لیسا#رزی#جیسو#ج
#BTS #army #bangtan #namjoon #Jin #Suga #Jhope #Jimin #tahyung #Jungkook 𝆤 𝆤𝆤𝆤 𝆤𝆤𝆤 𝆤 𝆤𝆤𝆤𝆤 𝆤𝆤 𝆤𝆤 𝆤 #Video #clip #Music #Factor #Walipier #Profile︶ ֢ ⏝ ֢ ︶ ୨୧ ︶ ֢ ⏝ ֢
- ۲.۹k
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط