{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و ما فرو می‌رفتیم در چیزی که اسمش را نمی‌دانستیم، اما از

و ما فرو می‌رفتیم در چیزی که اسمش را نمی‌دانستیم، اما از غم عمیق‌تر بود و از مرگ کمی خفیف‌تر....
دیدگاه ها (۰)

جز خدا نیست مارا پناهی.....

غزل نویس شدم تا که از تو دم بزنممیان لیقه گیسوی تو قلم بزنمد...

تولد واژه ای است در پی معنا شدنمفهومی ست در تب و تاب رسیدنتو...

خیلی زود دیر میشه بیشتر از اون چیزی ک فکرشو میکنی....

برای دیدنِ مرگ نیازی نیست که جان دهیتنها با او سخن بگو ،خنجر...

دیروز را نمی‌دانستیم و امروز شدامروزمان تمام نشده فردا می‌شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط