{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«قربانت بروم، ...

«قربانت بروم، ...

تو چه هستی که جز با تو آرام نمی‌گیرم؟ حتی
جای پایی از تو در خاک برای من کافی است.برای من کافی است،
کافی است تا بتوانم اعتماد کنم،
بتوانم بایستم، بتوانم باشم.
کافی است که صدایم کنی
و بگویی فروغ و من به دنیا بیایم
و درخت‌ها و آفتاب و گنجشک‌ها با من به دنیا بیایند.
دوستت دارم، دوستت دارم
و دلم تاب تحمل این‌ همه عشق را ندارد.
دلم از سینه‌ام بزرگتر می‌شود. دلم مرا به بی‌قراری می‌کشاند...»







‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

‌وحشیانه دوستـم داشته باشآنچنان سخت مَرا به آغوش بڪشڪه فضایے...

بلاتكليفي عجب درديست...زن و مرد هم نداردكسي كه چشمانش عشق دا...

دوست داشتنت ؛"نسڪافہ اے بود "ڪہ یڪ بار آن را نوشیدم ؛و حالاس...

دوست داشتنت ؛"نسڪافہ اے بود "ڪہ یڪ بار آن را نوشیدم ؛و حالاس...

وقتی به کسی می‌گویید دوستتــ دارمـ در مقابل این جمله مسئولید...

عشق را هیچ‌وقت با تقویم اندازه نگرفتم. برای من، تو همیشه فرا...

تو را دوست دارم...آن‌قدر که اگر عشق را از فرهنگ لغت حذف کنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط